ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٨٣ - باب ٥٩ عللى كه بموجب آن مأمون حضرت رضا
نيشابور بسند مذكور در متن از ريّان بن شبيب- دائى معتصم عبّاسى و برادر ماردة (كنيز هارون الرّشيد، مادر معتصم)- روايت كرد كه گفت: چون مأمون خواست براى خود به امير المؤمنينى و براى حضرت رضا به ولايتعهدى و براى فضل بن سهل (ذو الرّياستين) به وزارت از مردم بيعت گيرد، دستور داد سه مبل يا صندلى مخصوص مرتب كردند، و هر يك بر يكى از آنها قرار گرفت، بعد اذن داد مردم براى بيعت وارد شوند، مردم از درى داخل مىشدند و با دست دادن بدين صورت كه آن سه تن دست راست خود را پشت بآسمان نگهداشتند، و مردم كف دست رو به بالا بزير دست آنان از آخر شستها تا بالاى انگشت كوچك مىكشيدند، و از در ديگر بيرون مىشدند، تا در آخر پس از بيعت همه افراد، جوانى از انصار پيش آمد و بعكس قبلىها دست داد (يعنى شست خود را زير انگشت كوچك امام قرار داد و بطرف شست امام كشيد) و حضرت لبخندى زده فرمود: همه بصورت فسخ بيعت دست دادند، ولى اين جوان بصورت عقد بيعت عمل كرد، مأمون پرسيد عمل فسخ چگونه است و عمل عقد چگونه؟ امام ٧ فرمودند: عقد بيعت دست دادنش از آخر انگشت