ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٧٩ - باب ٥٩ عللى كه بموجب آن مأمون حضرت رضا
و اين فعل زشت، آيا نسبت سرقت بتو ميدهند با اين آثار جميلى كه بر روى تو پيدا است و از ظاهر تو معلوم است، مرد گفت: از روى ناچارى دست بدين كار زدهام، عمدا نبوده است، در وضعى كه تو ما را از خمس و غنيمت كه حقّ من است ممنوع داشتهاى، مأمون پرسيد: تو چه حقّى در خمس و غنائم دارى؟
مرد گفت: خداوند متعال خمس را شش قسمت تقسيم كرده و فرموده است:
«بدانيد آنچه غنيمت مىبريد از هر چه باشد پس براستى كه خمس آن حقّ خدا و رسول او و ذوى القربى و خويشان اوست، و نيز براى يتيمان و مسكينان و درويشان و درماندگان در سفر است، اگر شما بخدا ايمان داشته باشيد و بآنچه فرو فرستاديم بر بنده خود در روز بدر- كه حقّ از باطل در آن روز مشخّص شد- انفال: ٤١»، و غنيمت را شش قسمت كرد و فرمود: «آنچه بازگردانيد خداوند بر پيامبر خود از زمينها و اموال اهالى آن قريهها كه بجنگ با مسلمانان برخاسته بودند، پس براى خدا و پيغمبرش و ذوى القربى و خويشان او و يتيمان و محتاجان و درماندگان در راه سفر است حقّى معيّن، تا اينكه آن اموال تنها در دست توانگران شما نچرخد- حشر: ٧» آنگاه مرد صوفى گفت: تو مرا از حق مسلّم من منع نمودى، و من از درماندگان در راه سفر هستم و رهگذرم و