ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٦٦ - باب ٥٨ گفتگوى آن حضرت با برادرش زيد، هنگامى كه در مجلس مأمون فخر ميفروخت، و سخنان آن حضرت در باره بدرفتارى با شيعيان
نيست، بلكه او پسر واقعى نوح بود و ليكن چون خداوند عزّ و جلّ را نافرمانى كرد، خداوند او را از پذيرش نفى نمود، (و ما اهل بيت نيز اين چنين هستيم) هر كس از ما نافرمانى خدا كند از ما نيست، و تو اى حسن اگر خداوند را اطاعت كنى از ما اهل بيت خواهى بود.
٢- ابو علىّ بيهقىّ بسند مذكور در متن از ابى عبدون روايت كرد كه گفت:
هنگامى كه زيد بن موسى برادر حضرت رضا ٧- كه بسال ١٩٩ در بصره شورش كرده بود و خانههاى بنى عبّاس را آتش زده و خراب كرده بود و بدين سبب او را زيد النار ميخواندند- دستگير شد، نزد مأمونش آوردند، مأمون به او گفت: اى زيد در بصره خروج ميكنى و بجاى اينكه بخانههاى دشمنانمان (بنى اميه، ثقيف، و غنىّ، و باهلة، و آل زياد) آغاز كنى به خانههاى پسر عموهايت اولاد عبّاس شروع مينمايى و آنها را بآتش ميكشى؟! زيد كه قريحهاى شوخ داشت گفت: اشتباه كردم از هر جهت يا امير المؤمنين، اگر باز گردم اين بار به آنها ميپردازم، مأمون را خنده گرفت و او را نزد برادرش