ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٨٨ - باب ٤٦ آنچه از آن حضرت
پوچ، ولى هيچ كدام اينان «غالى» اصطلاحى آن زمان نيستند، و حلال خود را حرام و حرام او را حلال نمىدانند و براى خداوند در عبادت شريك نمىآورند، و تنها او را مىپرستند و حلال و حرام او را پيروى مىكنند، و تنها و تنها از جهت رواياتى كه رسيده است- كه صحيح يا ناصحيح- بدين مطالب معتقد شدهاند، و اگر بدانند نادرست است از عقيده خود بازمىگردند، و مراد حضرت اين گونه اشخاص نيست، بلكه شامل همان گروهى ميگردد كه قبلا بدان اشاره شد، يعنى اهل الحاد، نه تندروان در فضائل اهل البيت عليهم السّلام.
و مراد از مرجئه كسانى هستند كه گويند: «لا يضرّ مع الايمان معصية كما لا تنفع مع الكفر طاعة» و نيز گويند: صحابه پاك و منزّهاند و اگر در زمان بعد از پيغمبر ٦ خطائى از آنان سر زده ما حقّ نداريم به آنان توهين كنيم يا نسبت خطا بدهيم، امر آنان را به خداوند وامىگذاريم و تأخير مىاندازيم تا بروز قيامت. چون آنان ايمان آوردهاند و با ايمان هم از دنيا رفتهاند كارهاى نادرست و ظلمهائى كه كردند بما دخلى ندارد، امرشان را به آخرت ارجاع مىدهيم.
و امّا قدريّه قومى هستند كه گويند: بنده خود خالق افعال خود است، و ما با قدرت خود هر كار را انجام ميدهيم و خواست خداوند معنى ندارد، و پس از آنكه خداوند ما را خلق كرد ديگر ما را بخود واگذارد و مشيّت و خواست او براى ما كارى از پيش نمىبرد، و ما هستيم كه هر كار را بخواهيم ميتوانيم انجام دهيم خداوند مشيّتش بدان و انجام آن تعلّق گرفته باشد يا نگرفته باشد، هيچ گونه ربطى باو ندارد و ما ميتوانيم انجام دهيم و لو او نخواهد انجام شود.
و حروريّه جماعتى از خوارج نهروان و دشمنان على ٧ ميباشند».
٣- محمّد بن علىّ ماجيلويه- رضى اللَّه عنه- بسند مذكور در متن از ياسر خادم روايت كرد كه گفت: بحضرت رضا ٧ عرضكردم: نظر شما در مورد