ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٣١ - باب ٤٤ در ذكر اخلاق حميده و عبادت و صفات پسنديده آن حضرت
بفكر فرو رفته است، گفتم: يا ابن رسول اللَّه! اين چيست كه مردم از شما شايع كردهاند؟ فرمود: آن كدام است، عرضكردم ميگويند: شما ادّعا كردهايد كه مردم بنده زر خريد ما هستند! آن حضرت گفت، خداوندا! اى كسى كه آسمانها و زمين را آفريدهاى و به ناپيدا و پيدا آگاهى، تو شاهدى كه من چنين مطلبى را هرگز نگفتهام، و از احدى از پدرانم عليهم السّلام نشنيدهام كه چنين كلامى گفته باشند، بار الها! تو خود ميدانى كه از اين مردم چه ستمهائى بما وارد شده است، و اينكه اين افترا هم از ستمهاى ايشانست كه در باره ما روا داشتهاند، آنگاه بمن روى كرده فرمود: اى عبد السّلام! اگر اينان بنا بر گفتار خودشان- كه بما نسبت ميدهند- كه ما گفتهايم همگى بنده زر خريد ما هستند، پس بگويند از چه كسى ما آنان را خريدهايم؟ عرضكردم: راست گفتى يا ابن رسول اللَّه، سپس فرمود: اى عبد السّلام آيا تو منكرى آنچه را خداوند تعالى از ولايت و امامت ما بر تو و ديگران واجب فرموده است چنان كه ديگران منكرند؟ گفتم: پناه بخدا، هرگز! بلكه من بولايت و امامت شما اقرار دارم.
٧- جعفر بن نعيم بن شاذان- رضى اللَّه عنه- بسند مذكور در متن از