ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٢٩٥ - باب ٣٦ وارد شدن حضرت رضا
صحيح نشدهاند و حجّت بر آنها تمام نيست مقرّر دارند، زيرا خداوند در قرآن كريمش در صفات كسانى كه اهل حقيقت و مؤمن بخدا و رسول و ولايت اهل بيتند مىفرمايد: وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ يعنى اينان به آسانى غضب نمىكنند و چنانچه غضب هم بكنند بزودى مىبخشند و صرف نظر مىكنند، اين صفت مؤمنان است تا چه رسد به آل پيغمبر و ائمّه اطهار عليهم السّلام كه مظهر تامّه رحمت الهى هستند و كيفر را قبل از اتمام حجّت جايز نمىدانند. و در متن داستان آمده كه آنان از عاقبت كار بىخبر بودند، بارى آنچه مسلّم است اين داستان حديثى نيست كه از لسان يكى از معصومين صلوات اللَّه عليهم صادر شده باشد، بلكه ممكن است اصلى داشته و راويان آن را بصورت داستانى درآوردهاند، و مؤلّف- رحمه اللَّه- چون در اين خبر معجزهاى از حضرت رضا ٧ بوده آن را نقل كرده، و حكمى بيش از نقل يك معجزه در بر ندارد، البتّه امام مانند خورشيد و شهاب فروزان است كه در هر افق كه طلوع كند از نور و بركات خويش كانون حيات را منوّر، و از خير و بركات خويش كاروانيان حيات را سعادتمند ميسازد، و اگر حكومت را در اختيار گيرد و آن را بپذيرد، همه زندگى بر همه زندگان از بركت تدبير او منظّم و استوار و فراخ ميگردد، و عدالت واقعى بر سر همگان پرتو مىافكند، و تماما برشد مقدّر خود خواهند رسيد و سعادتمند خواهند گشت، ولى در صورتى كه او را كنار گذارند و حكومت را بديگرى بسپارند خير وجودش به انواع و انحاء ديگر بمردم خواهد رسيد، ولى بسيار جزئى و كم و ناپايدار، و اين داستان روى اين اصل است.
و ما در باب ٥٧ در ذيل خبرى كلامى مناسب با اين خبر تذكّرا آوردهايم مراجعه بدان بىثمر نيست».