ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ١٠٤ - باب(٣١) آنچه از حضرت رضا
واقع شد زيرا كه در آن زمان پرورش اسب در حجاز گسترش قابل ملاحظهاى نداشت، و خريد و فروش بردگان هم رونق خود را از دست داده بود.
امّا بر اثر گذشت زمان و فتوحات جديد مسلمين در كشورهائى مانند عراق و ايران و مصر و شامات كه در نتيجه به ثروتشان چيزهاى ديگرى غير از آن (٩) نه چيز اضافه گرديد، اهالى مسلمان شده آن ممالك مى بايست موافق اموالشان به نصاب معيّن زكات پرداخت كنند.
و در حديث است كه امير مؤمنان ٧ در زمان خلافت ظاهريش بر خيل و عتاق (يعنى اسب و يابو) زكات قرار داد، چنان كه در كتاب شريف كافى باب (ما يجب عليه الصدقة من الحيوان- كتاب زكات) آمده است و نيز امام صادق ٧ مى فرمايد:
«الرقيق الّذى تبتغى التّجارة فانّه من المال الّذى يزكّى»
يعنى بر بردگانى كه براى تجارت و خريد و فروش تهيّه شدهاند زكات تعلّق مىگيرد، و در خبر ديگر نصاب آن را تعيين فرمودهاند.
در كتاب شريف وافى نيز بابى بعنوان «زكاة الرّقيق و الخيل» و بابى بعنوان «زكاة مال التّجارة» وجود دارد و احاديث بسيارى در آن باب از كتب اربعه نقل شده است، بعنوان مثال در كافى و ديگر كتب اربعه از محمّد بن مسلم از امام صادق ٧ روايت است كه فرمود:
«البرّ و الشّعير و الذّرّة و الدّخن و الارز و السّلت و العدس و السّمسم كلّ هذا يزكّى و اشباهه»
يعنى: بايد زكات گندم و جو و ذرّت و ارزن و برنج و سلت (جو بىپوست) و عدس و كنجد و امثال اينها پرداخت شود.
ليكن فقهاى عظام همه آن روايات را حمل بر استحباب مىكنند چون از رواياتى كه مثل روايت متن است تعارض فهميدهاند و بنا بر اين آنها را حمل بر استحباب كردهاند.
امّا اين بنظر صحيح نميرسد، و با اصل وجوب زكات سازگار نيست زيرا