قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨٥ - اجتماع المثلين محال
موجود است و ديگرى كه عبارت باشد از صورت حاصله، به «وجود ظلّى» موجود است و در اين صورت ميان دو ماهيت متماثل، تمايز برقرار مىشود و محذور اجتماع مثلين پيش نمىآيد. عبارت ميرزا جان در حاشيه چنين است:
فلأنّ قوله و هو محال لاستحالة الجمع بين المثلين منظور فيه، لأنّ اجتماع المثلين المستحيل أن يوجدا فى محل ثالث و هاهنا يوجد احدهما فى الآخر. و ايضا لا يتّحد الوجود فيها بل يوجد احدهما فى الآخر. و ايضا لا يتّحد الوجود فيها بل يوجد احدهما بوجود عينى و الاخر بوجود ظلّى، و هذا الفرق كاف فى التمايز بين المثلين و لم يلزم رفع الامتياز و هو الدّليل على امتناع الاجتماع ١.
چنانكه در آغاز اين مبحث ذكر شد، در برخى كتب فلسفى قاعدۀ امتناع اجتماع مثلين مطرح شده و با اتكاء به آن برخى مسائل به مرحلۀ اثبات رسيده است؛ ولى وجه امتناع و دليل محال بودن آن كمتر مورد بحث قرار گرفته است. چنين مىنمايد كه بسيارى از اشخاص كه به اين قاعده اتكاء كردهاند، آن را بديهى تلقى نموده و وجه استحالۀ آن را بهوضوح خود باقى گذاشتهاند؛ ولى چنانكه از عبارات ميرزا جان در حاشيه برمىآيد، وجه استحالۀ آن رفع امتياز است. يعنى هرگاه دو موجود كه از هرجهت به يكديگر مانند باشند و در يك محل اجتماع نمايند، هيچگونه امتيازى ميان آنها نخواهد بود؛ و در اين صورت اطلاق كلمۀ دو بر آنها صحيح نيست. پس اجتماع مثلين در محل واحد، بهطورى كه ميان آنها هيچ نوع تفاوتى نباشد، محال است. بهطور خلاصه مىتوان ادعا نمود كه يكى از ادلۀ امتناع اجتماع مثلين، نبودن امتياز در ميان آنهاست.
دليل ديگرى كه از عبارات ميرزا جان در حاشيۀ محاكمات برمىآيد، اين است كه اجتماع مثلين مستلزم موجود بودن دو وجود است به وجود واحد؛ و اين امر عقلا محال است. چون هرموجودى به يك وجود موجود است و موجود بودن دو موجود به يك وجود، امرى نامعقول است. پس اجتماع دو موجود همانند، در يك محل، امكانپذير نيست. زيرا معناى آن، موجود بودن دو موجود است به يك وجود.
[١] حاشيه بر كتاب محاكمات. ص ٢٤٠.