قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٠ - الاول فى الفكر هو الاخر فى العمل
مىگويد ١بين غايت و فاعل، در همهجا پيوسته يك نوع اتحاد و همبستگى وجود دارد؛ زيرا علت غايى، فاعليت را به فاعل مىدهد. در حقيقت مىتوان ادعا نمود كه علت غايى، فاعل الفاعل است. بهطورى كه فاعل، بدون غايت هرگز فاعل نيست و همواره علت غايى در ذات فاعل موجود است. لذا گفتهاند: «الرّيان يطلب الرّيان» . اگرچه در ظاهر، كسى كه آب مىجويد شخص تشنه است و شخص سيراب هرگز به سراغ آب نمىرود و آب را نمىجويد؛ اما در حقيقت، كسى كه به دنبال آب مىرود و احساس تشنگى مىنمايد، همان شخص است كه پيش از جستوجوى آب، سيراب شدن را در جهان انديشه و ذهن خود تصور كرده و به دنبال صورت ذهنى، كه عبارت از سيراب بودن است، به جستوجو برآمده تا جهان انديشهاش را به عالم عين و خارج تبديل نمايد. پس كسى كه در جستوجوى آب است، شخص تشنه نيست. زيرا كسى كه انديشۀ سيراب شدن را ندارد، هرگز به دنبال سيراب شدن نمىرود و جستوجوى آب در وى پيدا نمىشود. بلكه ريان و سيراب شدن را شخصى مىجويد كه ريان بودن را تصور كرده و از نظر انديشه سيراب است. چنانكه گفته شده است:
العطشان لا يطلب الرّيان بل الرّيان يطلب الرّيان ٢.
تشنه سيراب شدن را نمىجويد بلكه سيراب، سيراب شدن را جستوجو مىكند.
زيرا كسى كه سيراب شدن را تصور نكرده است، نيروى جستوجو در وى پيدا نمىشود؛ چون طلب مجهول مطلق، ممتنع و محال عقلى است. ولى هنگامى كه تصور ريان در انديشهاش پيدا شد، با توجه به اينكه ماهيات بانفسها در ذهن وارد مىشوند، مىتوان گفت كه آن شخص سيراب است؛ ولى چون سيراب ذهنى است، سيراب خارجى را مىجويد.
با توجه به آنچه در باب قاعدۀ «الاوّل فى الفكر هو الآخر فى العمل» گفتهاند، و غايت را از حيث ماهيت آن در ذهن «فاعل الفاعل» و از حيث وجود خارجى آن را «معلول فاعل» شمردهاند، مىتوان همبستگى ميان فاعل و غايت را به روشنى اثبات نمود؛ تا آنجا كه اگر كسى ادعا كند ميان طالب و مطلوب و عاشق و معشوق همواره يك نوع اتحاد و يگانگى وجود دارد، سخنى به گزاف نگفته است ٣.
[١] همان. ص ١٨١.
[٢] همانجا.
[٣] تعليقه شرح منظومه سبزوارى. ص ١١٩.