قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤١١ - طريق١٧٢٨ صدر المتألهين
به حساب آورد كه با طى آن، بسيارى از مشكلات ديگر فلسفى نيز حل مىشود. آن طريق يگانه كه بايد آن را شاهراه حلّ مشكلات فلسفى ناميد، عبارت است از: حمل اولى ذاتى و حمل شايع صناعى.
صدر المتألّهين با اتكاء به اين نوع از حمل، شبهۀ مفاهيم معدوم مطلق، مجهول مطلق، شريك البارى، اجتماع و ارتفاع نقيضين و بالاخرۀ كليۀ امور ممتنع الوجود در خارج را حل كرده و خود را از اين تنگنا نجات بخشيده است. زيرا همانطوركه قبلا يادآور شديم، اين شبهه همواره بين حكما به اين صورت مطرح بوده است: ما بسيارى از امور را مىشناسيم كه وجود آنها در خارج از نظر عقل ممتنع است. در حالى كه همۀ اين امور محكوم به احكام مخصوص به خود و مورد تعلق علم و آگاهى بشر واقع شدهاند، بهطورىكه در مورد معدوم مطلق يا مجهول مطلق گفته مىشود «هو الذى لا يخبر عنه» در مورد شريك البارى يا اجتماع و ارتفاع نقيضين گفته مىشود «ممتنع فى الخارج» . از طرف ديگر مطابق آنچه در باب قاعدۀ «كلّ معلوم فهو موجود» گفته شد هرچيزى كه مورد تعلق علم و آگاهى بشر قرار گيرد، بدون ترديد بايد موجود باشد. چون حكم به اينكه «المعدوم لا يخبر عنه» مثلا خود يك نوع اخبار به عدم اخبار است و اين اخبار نمىتواند لا إخبار باشد؛ چنانكه حكم به امتناع وجود، در مورد شريك البارى و اجتماع نقيضين خود يك نوع وجود است و بدون محكوم، عليه هرگز تحقق نمىپذيرد؛ در اينجاست كه راهحلّ ارائه شده از طرف صدر المتألّهين به كمك حلّ اين مشكلات مىشتابد و اين سنگ بزرگ را از پيش پاى سالكين طريق انديشه برمىدارد.
صدر المتألّهين معتقد است برخى مفاهيم به حمل أوّلى ذاتى بر خودشان صدق مىكنند، ولى همين مفاهيم به حمل شايع صناعى بر خودشان صدق نمىكنند. مفهوم معدوم مطلق و مجهول مطلق از اينگونه مفاهيم مىباشند. بنابراين معدوم مطلق، معدوم مطلق است، به حمل أوّلى ذاتى؛ ولى معدوم مطلق، معدوم مطلق نيست به حمل شايع صناعى، بلكه معدوم مطلق با اين حمل يك موجود ذهنى است كه منشأ ترتب بسيارى از آثار قرار مىگيرد. مفهوم مجهول مطلق، شريك بارى، اجتماع و ارتفاع نقيضين و بالاخره كليۀ امور ممتنع الوجود از اينگونه مفاهيم مىباشند كه با حمل أوّلى ذاتى بر خودشان صدق مىكنند؛ ولى با حمل شايع صناعى بر خودشان صادق نيستند. به اين ترتيب هنگامى كه مىگوييم شريك بارى ممتنع است، به حمل اولى ذاتى ممتنع است و