قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٠٥ - امام فخر رازى
وى براى اثبات تجرد نفس ناطقه دوازده برهان ذكر مىكند كه برخى از آن براهين به اين قاعده اختصاص پيدا مىكند. مهمترين برهانى كه براى اثبات اين قاعده اقامه مىكند، خلاصهاى است از آنچه ما از كتاب نجات شيخ الرّئيس ابو على سينا نقل كرديم. بنابراين از ذكر آن در اينجا صرفنظر مىكنيم.
سپس براى اثبات اين قاعده، برهانى را كه شيخ الرّئيس ابو على سينا در كتاب مباحثات بر آن تكيه كرده، نقل مىكند و اضافه مىكند كه اين برهان در نظر ابو على سينا اهم و اتم براهين است. ولى شاگردان شيخ الرّئيس در باب اين برهان اعتراضات بسيارى بر وى وارد كردهاند و شيخ به همۀ آن اعتراضات پاسخ گفته است.
برهانى كه شيخ الرّئيس در كتاب مباحثات بر آن تكيه كرده عبارت است از اينكه مىگوييم هركدام از ما افراد بشر مىتوانيم ذات خود را تعقل نماييم، و هركسى كه ذاتى را تعقل نمايد، ماهيت آن ذات را دريافته است. در اين هنگام نتيجه مىگيريم كه هركدام از ما افراد بشر ماهيت خود را دريافتهايم. اكنون دريافت اين ماهيت براى هركدام از افراد بشر از دو حال بيرون نيست؛ يا اين است كه تعقل هركدام از افراد بشر نسبت به ذات خويش از طريق صورتى انجام مىگيرد كه مساوى با ذات است و يا اينكه نفس ذات هركدام از افراد بشر نزد آنان حاضر است و هيچگونه صورتى كه مساوى با ذات باشد، در ميان، واسطه نيست.
شق اول، كه دريافت ماهيت ذات از طريق صورت مساوى انجام گيرد، باطل است.
زيرا مستلزم اجتماع مثلين است و اجتماع مثلين، بالضّروره باطل و محال است. بنابراين، شق دوم كه عبارت است از حضور ذات نزد ذات متعين مىگردد. در اين هنگام گفته مىشود هرچيزى كه ذات آن براى ذات خود حاصل باشد، قائم به ذات خويش است؛ بنابراين، موجود عاقل قائم به خويش است؛ و چون هيچ موجود جسمانى قائم به خويش نيست، نتيجه اين مىشود كه هيچ موجود عاقل، جسمانى نيست.
اين بود خلاصۀ آن برهان كه مطابق نقل امام فخر رازى، شيخ الرّئيس در كتاب مباحثات بر آن تكيه نموده است. اينك چون كتاب مباحثات شيخ الرّئيس در دست نيست، عين عبارت برهان شيخ را مطابق آنچه در كتاب مباحث المشرقيۀ امام فخر رازى آمده در اينجا مىآوريم:
فنقول إنّه يمكننا أن نعقل ذواتنا و كلّ من عقل ذاتا فله ماهيّة تلك الذّات؛ فإذا