قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٣٣ - الترجيح من غير مرجح محال
چيزى كه وجود مقتضاى ذاتش باشد، واجب الوجود خواهد بود. پس اگر ترجّح محال نباشد، انقلاب حقيقت امكان به واجب پيش مىآيد كه در اين صورت دو اشكال ديگر يعنى تعدّد واجب و حدوث آن را نيز به دنبال خواهد داشت. سپس يكى از اشكالات معروف را در مورد قاعده به اين صورت مطرح مىكند و به آن پاسخ مىدهد:
فان قلت قد وقع فى اختيار الجايع أحد الرّغيفين المتساويين من كلّ وجه و نحوه ممّا ذكروه؛ قلت المرجّح ثمّة موجود و هو الإختيار و لا ننقل الكلام إليه لأنّه نسبة لا وجود له فلا يستدعى مرجّحا كذا قيل و التّحقيق أنّ إختياره يستند إلى إختيار الحق الحاصل أزلا لكلّ شأن مع آية و الإستناد إليه لا يمنع إختيار العبد لأنّه صورته و مظهره ١.
پاسخى كه شارح كتاب مفتاح الانس از اشكال معروف «گرسنه و انتخاب يكى از دو قرص نان» مىدهد، با پاسخ ساير كسانى كه با اين اشكال مواجه شدهاند، تفاوت كلى دارد. زيرا ساير حكما معمولا در مقام پاسخ از اين اشكال گفتهاند جايى كه شخص گرسنه يكى از دو قرص نان را كه از هرجهت مساويند، انتخاب مىكند، در واقع و نفس الامر «مرجّح» موجود است، ولى آن «مرجّح» از نظر ما مجهول است؛ در حالى كه شارح كتاب مفتاح الانس مرجّح موجود را امرى مجهول و پنهان از نظر نمىداند، بلكه ارادۀ شخص گرسنه را مرجّح براى انتخاب مىداند. البته مرجّح بودن اراده براى انتخاب، خالى از اشكال نيست. زيرا همين سؤال در مورد پيدايش اراده مطرح مىشود كه مرجّح به وجود آمدن آن چيست؟ و اين سؤال بهطور تسلسل تا بىنهايت پيش مىرود يا مستلزم دور محال مىگردد.
در مقام پاسخ به اين اشكال برخى گفتهاند كه اراده، صرفا يك نسبت است و در خارج به وجود خارجى موجود نيست. بنابراين، در مورد اراده نقل كلام نمىشود و سؤال از مرجّح براى پيدايش آن مطرح نمىگردد تا مستلزم تسلسل گردد. ولى شارح كتاب مفتاح الانس اين پاسخ را نمىپسندد و براساس تفكر عارفانۀ خويش راهحلّ ديگرى را جهت حلّ اين مشكل ارائه مىنمايد. بهاينترتيب كه اراده شخص را مرجّح براى انتخاب يكى از دو فعل متساوى مىداند؛ ولى براى پيدايش اراده در شخص، سؤال از مرجح را مطرح نمىكند. زيرا ارادۀ شخص را به ارادۀ سابق ازلى مستند مىداند و اين
[١] مفتاح الانس فى شرح مفتاح غيب الجمع و الوجود. ص ٢٦.