قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٩٧ - اتصاف الشىء بصفة من الصفات ليس يستدعى اتصافه فى كل مرتبة من مراتب الواقع
است، و اين از آن جهت است كه تحقق هرشيئى به تحقق نحوى از انحاء وجود آن شىء است؛ در حالى كه ارتفاع آن شىء به ارتفاع جميع انحاء وجود آن شىء حاصل مىشود.
اين قاعده شبيه است به قاعدۀ مشهور ديگرى كه گفتهاند:
الكلّى يتحقّق بتحقّق فردمّا و يرتفع بارتفاع جميع الأفراد.
يعنى اگر مثلا يك فرد از افراد انسان در خارج موجود شود، مىتوانيم بگوييم طبيعت انسان در خارج موجود است ولى اگر خواسته باشيم بگوييم انسان در خارج موجود نيست، بايد هيچ فردى از افراد انسان در خارج موجود نباشد تا اين قضيه صادق باشد.
استاد علاّمه، مرحوم سيد محمد حسين طباطبايى (قدس سره) ، مىگويد:
ظاهر اين است كه حكما اين قاعده را مبتنى بر يك قضيۀ منطقى مىدانند و آن قضيه عبارت است از تناقض ميان سلب كلى و ايجاب جزئى، بهطورى كه صدق هركدام مستلزم كذب ديگرى باشد. ولى مطابق قول حق در باب كلى طبيعى مبنى بر اينكه لا بشرط است و با وجود و عدم افراد موجود و معدوم مىگردد، ديگر جايى براى پذيرفتن قاعده مشهور «الكلّى يتحقّق بتحقّق فردمّا و يرتفع بارتفاع جميع الافراد» باقى نمىماند. بلكه كلى طبيعى همانطور كه با وجود يك فرد موجود مىشود، با معدوم شدن هرفردى از افرادش نيز معدوم مىگردد، يعنى اگر يك فرد از افراد انسان، مثلا در خارج، موجود شود، صحيح است كه گفته شود «انسان موجود است» چنانكه اگر هرفردى از افراد انسان معدوم گردد، صحيح است كه گفته شود «انسان معدوم شد» . پس حقيقت انسان كه كلى طبيعى آن است با موجود شدن هرفردى موجود مىشود و با معدوم شدن هرفردى نيز معدوم مىگردد.
مرحوم استاد علامه سيد محمد حسين طباطبايى در حاشيۀ اسفار ١به اين مطلب تصريح كرده است و گفته است كه حق در مقام اين است كه تحقّق شىء و ارتفاع آن در حكم به تحقّق و ارتفاع يكسان مىباشند؛ همانطور كه ارتفاع مقيّد، كه عبارت است از ارتفاع فى الجمله، با ارتفاع نحوى از انحاء شىء حاصل مىشود. ولى ارتفاع مطلق جز با ارتفاع جميع انحاء شىء حاصل نمىشود. تحقّق مقيّد كه عبارت است از تحقّق فى الجمله، با تحقّق نحوى از انحاء شىء حاصل مىگردد، در حالى كه تحقّق مطلق، كه در ثبوتش به هيچ قيدى مقيّد نيست، مانند وجود واجب در جميع انحاء تحقّق و كليۀ مراتب هستى ثابت است.
[١] اسفار اربعة. ج ٧. ص ٢٠٢. حاشيه.