قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٤ - الاتفاق لا يكون دائميا و لا اكثريا
نيست. بلكه صرفا يك تلازم خارجى است كه در جهان خارج موجود است و تصور جدايى از آن در ذهن موجب تناقض نخواهد بود.
بعد از آنكه معنى لزوم برحسب تقسيم مزبور روشن گشت، به قرينۀ مقابله معنى صدفه و اتّفاق نيز معلوم مىشود. بهاينترتيب هنگامى كه گفته مىشود فلان قضيه از روى صدفه يا اتّفاق است، مقصود آن است كه در آنجا هيچگونه تلازم منطقى يا واقعى وجود ندارد.
صدفه و اتّفاق را نيز به دو قسم تقسيم كردهاند كه به ترتيب عبارتند از:
١. صدفه و اتّفاق مطلق
٢. صدفه و اتّفاق نسبى
«صدفه و اتّفاق مطلق» عبارت است از آنكه در جهان چيزى موجود شود يا حادثهاى پديد آيد كه داراى هيچگونه سبب و علتى نباشد. مثلا اگر فرض نماييم كه آب از نظر حرارت به حدّ غليان و جوشيدن برسد، در حالى كه از هيچگونه علت گرمكنندهاى برخوردار نباشد، آن را اتّفاق مطلق مىنامند.
«صدفه و اتّفاق نسبى» عبارت است از آنكه حادثهاى در نتيجۀ علتى از علل پديد آيد و در همان حالت اتّفاق مىافتد كه حادثۀ ديگرى نيز كه معلول علت ديگرى است، مقارن حادثۀ نخست به وقوع پيوندد، مانند اينكه آب يك ظرف در صد درجه حرارت به جوش آيد و درست در همان حالت آب ظرف ديگر در حدّ صفر درجه حرارت منجمد گردد كه درنتيجه، دو حادثه، مربوط به دو علت جداگانه، اتّفاق افتاده است كه در يك زمان و درست در يك لحظه به وقوع پيوستهاند. اين نوع صدفه و اتّفاق را اتّفاق نسبى مىگويند.
زيرا هيچگونه تلازمى ميان انجماد آب و غليان آن وجود ندارد.
صدفه و اتّفاق مطلق از نقطهنظر فلسفى كه به قانون خللناپذير عليت متكى است، محال عقلى است؛ زيرا صدفه و اتّفاق مطلق با قانون عليّت در جهان معارض است؛ بنابراين هرانسان انديشمندى كه به مبدأ سببيّت مىانديشد و به قانون عليّت پايبند است، از پذيرفتن صدفه و اتّفاق مطلق معذور است؛ ولى صدفه و اتّفاق نسبى از نقطهنظر فلسفى محال به نظر نمىرسد. زيرا با قانون عليّت منافات ندارد، بلكه صرفا عبارت است از يك نوع تقارن ميان دو حادثه كه هركدام از آنها به مبدأ پيدايش خويش وابسته است.
بنابراين، اينگونه صدفه و اتّفاق گاهى در جهان واقع مىشود، ولى هرگز استمرار ندارد.