قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٨٣ - لا يطلب شىء غير دون مناسبة و هى امر جامع بينهما
لا يطلب شىء غيره دون مناسبة و هى أمر جامع بينهما
هيچگاه شىء چيز ديگرى جز خودش را نمىخواهد و امر بيرون از ذاتش را نمىجويد؛ مگر اينكه يك نوع مناسبت كه آن دو را به هم مىپيوندد، به عنوان قدر جامع بين آنها وجود داشته باشد. در اين هنگام باب طلب مفتوح مىشود و راه جستجو آغاز مىگردد.
اين قاعده يك قانون كلى است كه در سراسر جهان هستى صادق است و مورد نقضى براى آن نمىتوان يافت؛ چنانكه مولانا جلال الدين رومى در مثنوى گفته است:
ذره ذره كاندرين ارض و سماست جنس خود را همچو كاه و كهرباست
نوريان مر نوريان را جاذباند ناريان مر ناريان را طالباند
مه فشاند نور و سگ عوعو كند هركسى بر طينت خود مىتند
مطابق مقتضاى اين قاعده، هيچوقت حالت اشتياق و طلب در شخص طالب تحقق نمىپذيرد، مگر اينكه بين طالب و مطلوب يك نوع سنخيت و مناسبت وجود داشته باشد، چنانكه گفتهاند: «الريان يطلب الريان و العطشان لا يطلبه ابدا» شخص سيرآب حالت سيرآب شدن را مىجويد و شخص تشنه هرگز حالت سيرآب شدن را نمىجويد.
معناى اين سخن اين است كه انسان، سيرآب شدن را تصور مىنمايد و در جهان انديشه خود را سيراب مىپندارد؛ ولى چون اين حالت را در جهان خارج نمىيابد، به جستجو مىپردازد تا جهان ذهنى خويش را كه مرحلۀ ناقص سيرابى است به جهان عينى و خارجى كه مرحلۀ كامل آن حالت است، تبديل نمايد. بنابراين شخصى كه طالب سيرآب شدن است، همواره بين دو مرحلۀ ناقص و كامل سيرآب شدن قرار گرفته است و پيوسته در مقام طلب كوشش مىكند تا خود را از مرحلۀ نقص به مرحلۀ كمال برساند. در حالى كه شخص تشنه اگر سيرآب شدن را تصور نكرده باشد، هرگز حالت جستجو در وى پديدار نمىگردد و كسى كه حالت طلب در وى پيدا نشود تا ابد در حالت نقص و تشنگى