قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٧٦ - مسئلهاى كه بر اين قاعده مبتنى است
و هكذا الشّعاع و الضّياء يكون قبوله لما يقبله فى أسرع زمان بل فى آن. . . ١.
در آن روزگار كه صدر المتألّهين در ضمير منير و فكر تابناك خويش اين انديشه را مىپرورانيد و در باب نور اينگونه اظهارنظر مىنمود، هنوز طبق محاسبات دقيق علمى و با ابزار و ادوات مدرن امروزى سرعت سير نور اندازهگيرى نشده بود؛ ولى در اين روزگار كه براساس محاسبات دقيق علمى سير نور را اندازهگيرى كرده و سرعت آن را در هر يك ثانيه، سيصد هزار كيلومتر تعيين نمودهاند، قدرت انديشه و ژرفانديشى اين فيلسوف الهى در مسائل گوناگون فلسفى براى ما بيشتر جلوهگر مىشود.
مسئلهاى كه بر اين قاعده مبتنى است
صدر المتألّهين پس از اينكه موجودات جهان طبيعت را از حيث مراتب لطافت در درجات مختلف طبقهبندى مىكند، اضافه مىكند كه مفاد اين قاعده بر بسيارى از ارباب علوم پوشيده است؛ زيرا اگر مفاد اين قاعده از نظر ارباب دانش پنهان نماند، بهروشنى در مىيابند كه صورتهاى ادراكى، اعم از اينكه خيالى باشند يا عقلى، به مراتب كاملتر و شفافتر از موجودات خارجى مىباشند. زيرا هيولاى صورتهاى ادراكى كه عبارت است از نفس ناطقۀ انسانى به مراتب كاملتر از موجودات جهان طبيعت مىباشد؛ بهطورى كه نازلترين مرتبۀ نفس ناطقه از حيث لطافت و پاكيزگى به مراتب لطيفتر و شفافتر از گوهر نور حسى در عالم مادى است. به اين جهت است كه مىبينيم نفس ناطقه كليۀ آثار محسوسات، متخيّلات و معقولات را در درجات مختلف حس و خيال و عقل مىپذيرد و يك جهان عقلى مشابه با جهان عينى در درون خود تشكيل مىدهد.
اكنون سخن در اينجا است كه صدر المتألّهين با اتكاء به مفاد اين قاعده جهان عقلى ٢و ادراكى را به مراتب كاملتر و شفافتر از جهان عينى مىداند. بهطورى كه مىتوان گفت اين دو عالم از نظر وى در طول يكديگر قرار گرفتهاند. يعنى يكى اصل است و ديگرى فرع؛ يكى باطن است و ديگرى ظاهر؛ يكى آخرت است و ديگرى دنيا؛ يكى ملكوت است و ديگرى ملك.
نخستين هيولاى جهان آخرت كه صورتهاى فعليه آن نشئه را مىپذيرد، مرتبۀ
[١] اسفار اربعه. ج ٩، ص ٢٢٣.
[٢] اين سخن نبايد موجب شود كه ملاّصدرا را يك فيلسوف ذهنگرا به حساب آوريم. زيرا آنچه يك فيلسوف ذهنگرا در مقابل يك فيلسوف واقعگرا ادعا مىكند، با آنچه ملاّصدرا در اين مقام مىگويد، بسيار متفاوت است، زيرا وى عقلى و عينى را دو مرتبهاى از واقعيت و نفس الامر مىداند.