قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٦ - بيان قاعده و تقرير برهان
فسادناپذير است.
اين تقرير با قول يعقوب بن اسحاق كندى در رسالۀ حدود الاشياء و رسومها، كه قبلا ذكر شد، مطابق است.
اين انديشۀ فلسفى كه به صورت قاعدۀ مزبور مورد بحث قرار گرفته و مطرح انظار بوده است، در افكار فلاسفۀ اسلامى بعد از يعقوب كندى به صورت بديع و پختهترى مطرح شده است.
ملاصدرا در اسفار تحت عنوان «محال بودن فساد بر نفس ناطقه» ، دو برهان اقامه مىكند كه مفاد برهان دوم را مىتوان به طريق اولى، در مورد قاعدۀ مزبور به كار برد.
خلاصۀ آن برهان را حاج ملاهادى سبزوارى در حاشيۀ اسفار چنين ذكر مىكند:
انّ الفساد امر متجدّد و كلّ متجدّد كونا كان أو فسادا مسبوق بحامل استعداد، و حامل استعداد فساد النّفس امّا هى و هو ظاهر البطلان، و امّا مادّة لها و لا مادّة لها. و على تقدير جوازها يلزم الخلف، اذا المادّة هى الجزء المقوّم و اذا لم يكن لها وضع و حيّز و نحوهما كانت هى النّفس الباقية ١.
اكنون اين استدلال را مىتوان در مورد قاعده «كلّ ازلى لا يمكن ان يفسد» به كار برد؛ بهاينترتيب كه موجود ازلى هرگز فساد نمىپذيرد. زيرا فساد امرى متجدد است و هر امر متجددى، اعم از اينكه كون باشد يا فساد، مسبوق به چيزى است كه حامل استعداد باشد. در اين صورت، حامل استعداد يا خود موجود ازلى است يا ماده هيولايى.
بطلان فرض اول، واضح است. فرض دوم نيز مستلزم مادى بودن موجود ازلى است، در حالى كه موجود ازلى مادى نيست، «هذا خلف» . به عبارت ديگر عروض فساد بر هر موجودى بدون استعداد قبلى امكانپذير نيست و عروض استعداد نيز بدون ماده غيرممكن است. پس عروض فساد بر موجود ازلى امكانپذير نيست. چون موجود ازلى مادى نيست.
مخفى نماند كه در مقابل اين قاعده كه مىگويد: «كلّ ازلى لا يمكن ان يفسد» ، قاعدۀ ديگرى است كه مىگويد: «كلّ ما هو كائن فاسد و كلّ ما لا فساد له لا كون له» ٢كه ان شاء اللّه در مبحث «ك» مورد بحث قرار خواهد گرفت.
١ الاسفار. ج ٨، ص ٣٨٨، حاشيه.
٢ . همان. ص ٣٨٩.