قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٤٠ - الواجب لذاته واجب من جميع جهاته
الواجب لذاته واجب من جميع جهاته
آنچه در حدّ ذات از حيث وجود واجب است، از جميع جهات و حيثيات ديگر نيز واجب خواهد بود. يعنى آنچه واجب الوجود است، واجب العلم و القدرة و الحياة نيز مىباشد، بهطورى كه در موجود واجب بالذّات هيچگونه جهت امكانى يافت نمىشود؛ زيرا هر چيزى كه نسبت به واجب بالذات امكان تحقق داشته باشد، به نحو وجوب متحقق است.
بنابراين، هيچگونه حالت منتظره در مقام وجوب ذاتى و عالم ربوبى يافت نمىشود؛ بلكه آنچه ممكن است در آن مقام موجود باشد، بالفعل موجود است. با توجه به آنچه ذكر شد، مفاد اين قاعده بهروشنى معلوم مىگردد. ولى هنوز اثرى از تيرگى يك نوع ابهام بهچشم مىخورد كه پيدايش دو پرسش را به دنبال خواهد داشت؛ آن دو پرسش به ترتيب عبارتند از:
١. آيا اين قاعده چيز ديگرى جز قاعده «كلّ ما هو ممكن للمجرّدات يجب أن يكون حاصلا لها بالفعل» مىباشد يا عين آن قاعده است؟
٢. آيا اين قاعده چيز ديگرى جز قاعده عينيت صفات بارى تعالى با ذات اوست يا عين آن قاعده است؟
پاسخ به اين دو پرسش اين است كه قاعده، نه عين قاعدۀ اول است و نه عين قاعدۀ دوم؛ بلكه قاعدۀ سومى است كه با هردو قاعدۀ مذكور تفاوت بسيار دارد. زيرا قاعدۀ نخست اختصاص به واجب الوجود بالذّات ندارد، بلكه در مورد كليۀ موجودات مجرده كه آنها را «مفارقات محضه» نيز مىگويند صادق است؛ در حالى كه اين قاعده فقط در مورد واجب الوجود بالذّات صدق مىكند، بهاينترتيب نسبت ميان اين دو قاعده، عموم و خصوص مطلق است. قاعدۀ دوم نيز با اين قاعده متحد نيست و در برخى موارد از يكديگر جدا مىشوند. زيرا اشاعره به قاعدۀ عينيت صفات با ذات بارى تعالى