قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٨٥ - براهين قاعده
ابن رشد اين قاعده را در السماع الطبيعى نيز از ارسطو نقل كرده و چنين مىگويد:
أرسطو يستعمل فى أول السابقة فى بيان إنّ كلّ متحرّك فله محرّك و إنّه ليس يوجد شىء يتحرّك من ذاته، أعنى أن يكون المتحرك هو المحرّك كما يمكن أن يتوهّم فى الأرض و الماء و الاجسام التى يتحرّك من غير محرّك من خارج ثلاث مقدمات:
إحداهن إنّ كلّ متحرّك بالذّات و أوّلا منقسم ذو أجزاء.
و الثانية أنّ كلّ متحرّك أوّل فإنّه إذا توهّم جزء منه ساكنا سكن كلّه ضرورة.
و الثالثة إنّ كلّ ما سكن بسكون جزء منه فهو متحرّك عن غيره ضرورة و المحرّك فيه غير المتحرّك ١.
براهين قاعده
حكما براى اثبات اين قاعده، هفت برهان اقامه كردهاند كه برخى از آنها خالى از اشكال نيست.
برهان اول عبارت است از اينكه: هرگاه جسم در حد ذات متحرك باشد و هيچگونه نيازى به محرك نداشته باشد، لازم مىآيد كه هيچ وقت ساكن نگردد؛ در حالى كه ممكن است جسم برخى اوقات ساكن گردد و بطلان تالى هميشه دليل بطلان مقدم است.
برهان دوم اينكه هرگاه جسم در حد ذات متحرك باشد، لازم مىآيد كه هرجزء از اجزاى حركت ثابت باشد و هنگامى كه اجزاى حركت ثابت باشند، هرگز وجود حركت تحقق نمىپذيرد. بيان ملازمه اين است كه ذات جسم در مقام علت و اجزاى آن در مقام معلولند و چون ذات هرشىء پيوسته ثابت است، معلول آن نيز بايد ثابت باشد ٢.
برهان سوم اينكه هرگاه جسم در حد ذات متحرك باشد، از دو حالت خارج نيست كه به ترتيب عبارتند از:
١. به سوى مكان معينى مىشتابد كه با طبع وى ملايم است.
٢. مكان معينى را اقتضاء نمىكند و به سوى شىء مشخص نمىشتابد.
لازمۀ حالت اول اين است كه هرگاه جسم به مكان معين كه با طبع وى ملايم است برسد، بلافاصله ساكن بشود، و اين خلاف متقضاى حركت ذات است. لازمۀ حالت دوم اين است كه چون جسم مكان معينى را اقتضاء نمىكند، نسبت حركتش به همۀ جوانب
[١] الرسائل ابن رشد، رسالۀ السماع الطبيعى، ص ٩٤.
[٢]در مورد اينكه ذات هرشىء ثابت است گفتهاند «الذاتى لا يختلف و لا يتخلّف» .