قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٦١ - كل مجرد عن الماده نوعه منحصر فى فرده
نباشد، تكثر در افراد نيز تحقق پيدا نخواهد نمود؛ زيرا كثرت پيوسته از تكرار آحاد پديدار مىگردد. بنابراين، منشأ پيدايش كثرت در افراد را بايد در امورى غير از ذات ماهيت نوعيه يا لازم ذات ماهيت نوعيه جستجو نمود و آن امور جز صفاتى پراكنده كه معنى واحد را به اقسام گوناگون تقسيم مىكند، چيز ديگرى نيست.
اين صفات پراكنده را «عوارض مشخّصه» نيز مىگويند. معنى واحدى كه به اقسام گوناگون تقسيم مىشود، ناچار بايد صفات مختلف را كه از آنها به عوارض مشخّصه تعبير مىشود، بپذيرد. پذيرفتن صفات مختلف در خارج جز از طريق وجود ماده امكانپذير نيست. نتيجهاى كه از اين مقدمات به دست مىآيد، اين است كه ماده، مقتضى كثرت است و آنچه ماده و مادى نيست، كثرت را در آن راهى نيست. بنابراين، صحيح است كه گفته شود «كلّ مجرّد عن المادّة نوعه منحصر فى فرده» .
ابو على سينا در اثبات اينكه نوع واجب الوجود هرگز حمل بر كثيرين نمىشود، از اين قاعده استفاده كرده و آن را معتبر دانسته است. وى معتقد است هردو چيزى كه از حيث معنى و ماهيت با يكديگر اختلاف ندارند، ناچار منشأ اختلاف آنها چيزى غير از ماهيت و معنى خواهد بود، چنانكه مىگويد:
و كلّ إثنين لا يختلفان بالمعنى فإنّما يختلفان بشىء غير المعنى و كلّ معنى موجود بعينه لكثيرين مختلفين فهو متعلّق الذّات بشىء ممّا ذكرنا ١.
اين عبارت كوتاه و پرمعنى، اشاره است به برهانى كه حكما براى اثبات اين قاعده اقامه كردهاند و ما در اينجا خلاصهاى از آن برهان را ذكر كرديم. سپس ابن سينا بهطور كلى هرگونه دوگانگى بين دو شىء را در چند چيز منحصر مىكند كه بهترتيب عبارتند از:
١. نفس معنى
٢. حامل معنى
٣. وضع يا مكان
٤. وقت يا زمان
چنانكه مىگويد:
و كيف يمكن أن تكون الماهيّة المجرّدة عن المادّة لذاتين، و الشّيئان إنّما يكونان إثنين إمّا بسبب المعنى و إمّا بسبب الحامل للمعنى و إمّا بسبب الوضع و المكان
[١] النجاة، ص ٣٧٤.