قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٤٣ - تذكر
قاعدۀ «كلّ كائن فاسد» داراى همان معنايى است كه از قاعدۀ «كلّ مركّب ينحل» فهميده مىشود و بين اين دو قاعده از حيث معنى چندان تفاوتى وجود ندارد. سخن فارابى نيز چنانكه گذشت، بر همين معنى دلالت دارد. بنابراين كلمۀ «كائن» كه در اين قاعده به كار رفته است، همواره بر يك نوع تركيب دلالت مىنمايد.
حاج ملاّ هادى سبزوارى براى اثبات اين قاعده كه هرموجود مركب سرانجام منحل خواهد شد، چنين استدلال مىكند: هر موجود مركبى از عناصر مختلف تشكيل يافته است و پرواضح است كه تشكيل موجود واحد از عناصر مختلف مستلزم اين است كه عناصر مختلف برخلاف مقتضاى طبيعت اوليۀ خويش در يكديگر درآميزند.
سپس اضافه مىكند كه در آميختن عناصر مختلف در يكديگر خلاف مقتضاى طبايع نخستين عناصر است و اين امر مستلزم قسر در طبيعت است؛ و چون قسر در طبيعت بهطور دائمى يا اكثرى محال است، سرانجام اين تركيب به انحلال مىگرايد و عناصر اوليه به مقتضاى طبايع اصلى خودشان به حالت نخستين بازمىگردند.
تذكر
در اينجا تذكر يك نكته لازم مىنمايد و آن نكته عبارت است از اينكه اگر برهان قاعدۀ «كلّ كائن فاسد» مطابق آنچه از كلام فارابى و حاج ملاّ هادى سبزوارى مستفاد مىشود اين باشد كه موجود «كائن» همواره مركب است و هرموجود مركب سرانجام به عناصر نخستين منحل خواهد شد، لازم مىآيد كائنات بسيطه از دايرۀ شمول اين قاعده بيرون باشند و در نتيجه به كليت قاعده لطمه وارد خواهد شد. ولى اگر اين قاعده را عكس نقيض قاعدۀ «كلّ ازلى لا يمكن أن يفسد» يا قاعدۀ «ما ثبت قدمه إمتنع عدمه» بدانيم، در اين صورت كائنات بسيط نيز از دايرۀ شمول قاعده بيرون نخواهند بود و درنتيجه به كليت قاعده لطمهاى وارد نخواهد شد؛ هرموجود كائن كه قديم يا ازلى نباشد، سرانجام دستخوش فساد و نابودى خواهد شد.