قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٤٤ - حكماى بعد از صدر المتألّهين
عبارت است از تشخّص آن صرفنظر كنيم، آن شىء از نظر عقل، مشترك و قابل صدق بر كثيرين خواهد بود. اگرچه هزاران مخصّص به آن ضميمه گردد.
از نظر صدر المتألّهين تشخّص و امتياز با يكديگر متفاوتند. چون تشخّص در هرشىء به خاطر خود آن شىء است، ولى امتياز در شىء براى آن است كه از مشاركات و همگنانش جدا گردد. وى بعيد نمىداند كه امتيازها، شىء را مستعد نمايند تا اينكه تشخّص را بپذيرد. چنانكه در انواع مادى كه هركدام داراى افراد پراكندهاى مىباشند مشاهده مىكنيم، مادام كه مادۀ شىء بهوسيلۀ عوارض خارجى مستعد و آماده نشود، صورت فعليه از مبدأ فياض به آن افاضه نمىگردد. عبارت وى در اين باب چنين است:
و لا يبعد أن يكون التّميّز يوجب للشّىء إستعداد التّشخّص فإنّ النّوع المادّى المنتشر ما لم يكن المادّة متخصّصة الإستعداد لواحد منه لا يفيض وجوده عن المبدأ الأعلى ١.
حكماى بعد از صدر المتألّهين
بيشتر حكماى بعد از صدر المتألهين به پيروى از وى مفهوم تشخّص را با مفهوم وجود مساوق دانستهاند و بين امتياز با تشخص تفاوت قائل شدهاند؛ چنانكه حاج ملاّ هادى سبزوارى در اين باب به طريق نظم گفته است:
عين مع الوجود فى الأعيان تشخّص ساوق فى الأذهان
له الأمارات أمور خارجة تعرض مع عرض كعرض الأمزاجة
إذ لا يفيد ضمّ ماهيات كلّية تشخّصا للذّات
فيما إذا الكلّى مثله إلتحق عن التّشخّص التميّز مفترق ٢
سبزوارى در اسرار الحكم، ضمن اصل دوم و سوم از يك سلسله اصولى كه براى اثبات معاد جسمانى تقرير نموده، چنين مىگويد:
اصل دوم آن است كه تشخّص شىء به نحو وجودش باشد كه ماهيت مبهمه به آن وجود خاص ابهامش مرتفع شود. و اما عوارض مشخّصه أمارات تشخّصاند، هريك با عرض عريض أعنى وضعى كه از اول وجود تا آخر عمر با آن است. . .
اصل سوم آن است كه فرق است ميان تشخّص و تميّز؛ چنانكه در كليات تميّز هست و تشخّص نيست؛ چه كليات عقليه و چه كليات طبيعيه؛ و در مراتب يك
[١] الاسفار الاربعة. ج ٢. ص ١٠.
[٢] شرح منظومه. بخش فلسفه. ص ١٠٦.