قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٢٦ - سهروردى و قاعده
آن اجمالا از اين قرار است: آنچه انسان مىكند، بهمنظور سود و خير است. يعنى عمل انسان را غايتى است و غايات مطلوب انسان مراتب دارند. آنچه غايت كل و مطلوب مطلق است، مسلما سعادت و خوشى است؛ اما مردم خوشى را در امور مختلفه مىانگارند. بعضى به لذت راغبند برخى به مال و گروهى به جاه. اما چون درست بنگريم، مىبينيم هيچ وجودى به غايت خود نمىرسد، مگر اينكه همواره وظيفهاى كه براى او مقرر است، به بهترين وجه انجام دهد. چنانكه مىبينيم ارسطو سعادت هرشىء را در انجام وظيفهاى مىداند كه به عهدۀ آن گذاشته شده؛ و اين همان معنايى است كه صدر المتألّهين در باب سعادت مىگويد. يعنى سعادت هرقوه را كوشش و رسيدن به مقتضاى ذاتى آن مىداند ١.
معلم دوم، فارابى، نيز سعادت و كمال هر قوه را نيل به مقتضاى ذاتى آن مىداند؛ چنانكه مىگويد:
لكلّ إدراك كمال و لذّته إدراكه للشّهوة ما يستطيبه و للغضب الغلبة و للوهم الرّجاء و لكلّ حس ما يعدله و لما هو أعلى الحق و خصوصا الحق بالذّات.
فص-النّفس المطمئنّة كمالها عرفان الحقّ الأوّل بإدراكها و هو اللّذة القصوى ٢.
با توجه به آنچه گذشت، معلوم مىشود كه آنچه صدر المتألّهين در باب سعادت مىگويد، توضيح و تفسيرى است از آنچه فارابى در اين مقوله گفته است.
در رسائل اخوان الصفا نيز معنى اين قاعده را مىيابيم كه سعادت هرقوهاى را وصول به مقتضاى ذاتى آن مىدانند. چنانكه در رسالۀ خلود النفس از مجموع ٥١ رساله، آمده است:
فأمّا السّعداء فى الدّنيا و الآخرة جميعا فهم الّذين و فرّ حظّهم فى الدّنيا من المال و المتاع و الصّحة و مكّنو فيها فاقتصروا منها على البلغة و قدّموا الفضل إلى الآخرة ذخيرة لأنفسهم ٣.
سهروردى و قاعده
همه آنچه تاكنون در باب اين قاعده گفته شد، به تفصيل در كتب حكيم اشراقى، شهاب الدين سهروردى، آمده است، چنانكه مىگويد:
و بدان كه لذت، رسيدن كمال و خير چيزى است بدو، و ادراككردن آن از آن
[١] سير حكمت در اروپا. ص ٢٣.
[٢] ابو نصر فارابى. فصوص. ص ٧.
[٣] رسائل اخوان الصفا. رسالۀ خلود نفس. ص ١٧٩.