قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٥٩ - ثبوت شىء لشىء فرع لثبوت المثبت له
منشائيت آثار است و ديگرى در ذهن است كه هيچگونه آثار خارجى بر آن مترتب نيست، و اين نوع از وجود را «وجود ذهنى» مىنامند. چنانكه محقق لاهيجانى مىگويد:
و المراد بالوجود الذّهنى هو وجود و كون للشّىء لا يكون الشّىء به بحيث عليه يترتّب آثاره و لوازمه مع كونه ذا كون و تحقّق ما، فهذا ممّا فيه خلاف بين الحكماء و المحقّقين من المتكلّمين و بين غيرهم. . . ١
همانطور كه اين محقق عالى مقام مىگويد جمهور متكلمين، جز برخى محققين از آنها، وجود ذهنى را انكار نمودهاند و مانند بسيارى از مسائل ديگر در اين مسئله نيز با حكما مخالفت كردهاند. ولى در مقابل اين گروه، حكما براى اثبات وجود ذهنى كوشش فراوان نمودهاند و براى ماهيات دوگونه وجود قائل شدهاند. چنانكه حاج ملاّ هادى سبزوارى گفته است:
للشّىء غير الكون فى الأعيان كون بنفسه لدى الأذهان
للحكم إيجابا على المعدوم و لإنتزاع الشّىء ذى العموم ٢
وى در مقام شرح اين ابيات و اثبات وجود ذهنى، مانند ساير حكما، چنانكه گذشت از قاعدۀ فرعيت استفاده كرد و مىگويد:
نحكم حكما إيجابيا على المعدوم. أى ما لا وجود له فى الخارج كقولنا: بحر من زيبق بارد بالطبع، و إجتماع النّقيضين مغاير لإجتماع الضّدّين. و ثبوت شىء لشىء فرع ثبوت المثبت له، و اذ ليس المثبت له هنا فى الخارج ففى الذهن ٣.
مسئلۀ مهم ديگرى كه با قاعدۀ فرعيت بهطور مستقيم مربوط است، مسئلۀ اتّصاف ماهيت به وجود است. در اين مسئله سخن و گفتوگو بسيار است و اين از آن جهت است كه با توجه به قاعدۀ فرعيت، اتصاف ماهيت به وجود مشكلى را مطرح مىسازد كه آن عبارت است از اينكه اتصاف نيست مگر ثبوت شىء از براى ماهيت. در اين هنگام به حكم قاعدۀ «ثبوت شىء لشىء فرع ثبوت المثبت له» بايد ماهيت پيش از عروض وجود، خود داراى ثبوت و هستى باشد و موجود بودن ماهيت پيش از وجود مستلزم تسلسل خواهد بود. در مقام پاسخ اين اشكال راههاى مختلف ارائه شده است كه همۀ آنها به تركستان است.
برخى قاعدۀ فرعيت را استثناپذير دانسته و به آن تخصيص وارد آوردهاند؛ به اين
[١] شوارق الالهام. ص ٤٣.
[٢] شرح منظومۀ. بخش حكمت. ص ٢٨.
[٣] همانجا.