قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٥٠ - تخلف المعلول عن العلة التامة محال
وى مىگويد: اگر معلول از علت تامهاش تخلّف پذيرد و معيت خود را با علت تامه از دست بدهد، نسبت آن به جميع زمانها مساوى خواهد بود. چنانكه نسبت همۀ زمانها نيز پس از تخلّف با آن يكسان خواهد بود. در اين هنگام، وقوع آن در هرزمانى از زمانها، مستلزم رجحان وجود ممكن بدون مرجح خواهد شد؛ و اين امر از سه جهت محال است كه به ترتيب عبارتند از:
١. انقلاب حقيقت امكان
٢. تعدّد واجب الوجود
٣. حدوث واجب الوجود
زيرا نياز داشتن به مرجّح، در ذات معنى امكان نهفته است. بنابراين اگر معلول ممكن بدون مرجّح تحقق يابد، انقلاب حقيقت امكان به وقوع مىپيوندد كه در آن صورت تعدّد واجب مطرح مىشود. و هنگامى كه تعدّد واجب الوجود مطرح شد، حدوث واجب الوجود را به دنبال خواهد داشت و اين همان سه امرى است كه موجب استحالۀ رجحان وجود ممكن بدون مرجّح است.
در اينجا مناسب است عين عبارت محمد بن حمزه فنارى در مورد تقرير برهان جهت استحالۀ تخلّف معلول از علت تامه براى مزيد افاده نقل شود:
إن الذّات علّته التّامّة و لا يتخلّف عنها معلولها و إلاّ لزم رجحان وجود الممكن بلا مرجّح لتساوى نسبته الأزمنة بعد التخلّف إلى وجود المعلول، و هو محال من وجوده، كإنقلاب حقيقة الإمكان و تعدّد الوجوب و حدوثه.
صدر الدّين قونوى استحالۀ تخلّف معلول از علت تامه را از قول شيخ محى الدّين اعرابى مقتضاى كشف صريح مىداند. چنانكه مىگويد:
قال الشّيخ-رحمه اللّه-أفاد الكشف الصّريح أنّ الشىء إذا اقتضى أمرا لذاته فلا يزال على ذلك الأمر و يدوم له ما دامت ذاته ١.
[١] مصباح الانس. ص ٢٦.