قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٠١ - بسيط الحقيقة كل الاشياء و ليس بشىء منها
اگر هويت بسيط الهيّه، كلّ اشياء نباشد لازم مىآيد كه ذاتش از كون شىء و لا كون شىء ديگر تركيب يافته باشد. اگرچه اين تركيب، برحسب اعتبار عقل بوده باشد. در حالى كه برحسب فرض و برهان، هويت الهى بسيط محض مىباشد و اين خلاف فرض است. بهاينترتيب آنچه برحسب فرض و برهان، بسيط است اگر عبارت باشد از شيئى كه شىء ديگر نباشد مانند اينكه «الف» باشد ولى «ب» نباشد در اين صورت داراى دو حيثيت خواهد بود. حيثيت اول مثلا «الف» بودن و حيثيت دوم «ب» نبودن. حيثيت اول، يعنى الف بودن؛ بعينه حيثيت دوم، يعنى ب نبودن نيست زيرا در غير اين صورت، مفهوم الف بودن با مفهوم ب نبودن يكى خواهد بود و اين امر بالضروره باطل است. چون يكى بودن وجود و عدم محال است. و چون اين لازم كه يكى بودن وجود و عدم است، بالضروره باطل است. پس ملزوم آنكه هويت بسيط شيئى باشد و شيئى ديگر نباشد، نيز باطل است. بنابراين هويت بسيطه عبارت است از كل اشياء. بهعبارت ديگر خلاصۀ برهان اين است كه هرهويت، كه سلب شىء يا اشياء از آن صحيح باشد، قهرا متشكل از سلب و ايجاب خواهد بود و چنين هويتى مركب است ١.
پس نتيجه آن است كه هرهويتى، كه سلب شىء يا اشياء از آن صحيح باشد، مركب است. در اينجا از قانون عكس نقيض استفاده كرده و اين قضيه را كه نتيجۀ برهان است، بهعكس نقيض آن منعكس مىكنيم و مىگوييم اگر هرهويت، كه سلب شىء از آن صحيح باشد، مركب است؛ در عكس نقيض آن مىگوييم: هر هويت بسيط الحقيقه، سلب شىء از آن ممكن نيست. و اين همان معنى بسيط الحقيقة كلّ الاشياء است.
نكتهاى كه نبايد مورد غفلت قرار گيرد اين است كه اگر از بسيط الحقيقة سلب شىء يا اشياء جايز نيست، حمل شىء يا اشياء در آن جايز خواهد بود. ولى حمل شىء يا اشياء بر بسيط الحقيقه از قبيل حمل شايع صناعى مانند حمل انسان يا قائم بر زيد در مثال «زيد انسان است يا زيد قائم است» نيست؛ زيرا در حمل شايع صناعى، محمول كه همواره ذاتش از ايجاب و سلب تركيب يافته به لحاظ هردو حيثيت سلب و ايجاب بر موضوع حمل مىشود ٢.
اكنون اگر هرشيئى از اشياء كه همواره مركب است از جنبۀ ايجاب يعنى خود بودن، و
[١] همانجا، حاشيه.
[٢] همانجا.