نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٨٥٢ - مقدمۀ چاپ دوّم
القرآن ليقال هو قارئ فقد قيل ثمّ أمر به فيسحب على وجهه حتّى ألقي في النّار و رجل وسّع اللّٰه عليه و أعطاه من أصناف المال كلّه فأتى به فعرّفه نعمه فعرفها فقال ما عملت فيها قال ما تركت من سبيل تحبّ أن ينفق فيها إلاّ أنفقت فيها لك قال كذبت و لكنّك فعلت ليقال هو جواد فقد قيل ثمّ أمر به فيسحب على وجهه ثمّ ألقى في النّار [١٥].
نخستين كس از مردم كه روز قيامت در باره وى داورى كنند مردى باشد كه بشهادت رسيده و بيارندش و خدا نعمتهاى خويش بدو بر شمارد و همه را بشناسد و گويد در قبال آن چه كردى گويد در راه تو پيكار كردم تا شهيد شدم گويد دروغ گفتى بلكه پيكار كردى كه بگويند مرد دليريست و گفتند.آنگاه دستور دهند تا وى را برو بكشانند تا بجهنم افكنند و مردى كه علم آموخته و تعليم داده و قرآن خوانده بيارندش و خدا نعمتهاى خويش بدو بر شمارد و همه را بشناسد و گويد در قبال آن چه كردى گويد علم آموختم و تعليم دادم و قرآن برضاى تو خواندم گويد دروغ گفتى بلكه علم آموختى كه گويند دانشور است و قرآن خواندى كه گويند قارى قرآن است و گفتند.پس دستور دهند و او را برو بكشانند تا بجهنم افكنند و مردى كه خدا وى را گشايشى داده و از همه گونه مال بدو بخشيده وى را بيارند و نعمتهاى خويش بدو برشمارد و همه را بشناسد و گويد در قبال آن چه كردهاى گويد:هيچ راهى كه دوست داشتى در آن انفاق شود نگذاشتم مگر برضاى تو در آن انفاق كردم گويد دروغ ميگوئى چنين كردى كه گويند بخشنده است و گفتند.آنگاه دستور دهند و وى را بروى بكشانند تا بجهنم افكنند.
.
[١٥] مسلم