نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٨٤١ - مقدمۀ چاپ دوّم
و هم اين تمثيل چيزى نزديك به همان مضمون است و نشان مى دهد كه آن جان منور از لجاجت آنها كه گوش استماع حق نداشتهاند چگونه برنج بوده است: .
إنّ مثلي و مثل ما بعثني اللّٰه كمثل رجل أتي قومه فقال يا قوم إنّي رأيت الجيش بعيني و أنا النّذير العرفان فالنّجاء فأطاعه طائفة منهم فأدخلوا على مهلهم فنجوا و كذبته طائفة فأصبحوا مكانهم فصبّحهم الجيش فأهلكهم و كذلك مثل من أطاعني و اتّبع ما جئت به و مثل من عصاني و كذّب بما جئت به من الحقّ [٦].
حكايت من و آنچه خدايم بدان مبعوث كرده مانند مرديست كه سوى قوم خود آمد گفت اى قوم من سپاه را ديدهام و من بيمآورى راست گويم،خود را برهانيد!پس گروهى از آنها وى را اطاعت كردند و باقى شب را بملايمت راه پيمودند و نجات يافتند و گروهى ديگر وى را دروغگو شمردند و بجاى خود ماندند و صبحگاهان سپاه بديشان رسيد و نابودشان كرد حكايت كسى كه مرا اطاعت كند و آنچه را آوردهام پيروى كند و حكايت كسى كه عصيان من كند و اين حق را كه آوردهام تكذيب كند چنين است.
.
[٦] مسند احمد