نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٤٣١ - مقدمۀ چاپ دوّم
١٣٠٨-: جفّ القلم بالشّقيّ و السّعيد.
بدبخت و نيكبخت بقلم رفته است.
١٣٠٩-: جفّ القلم بما أنت لاق.
سرنوشت تو بقلم رفته است.
١٣١٠-: جلساء اللّٰه غدا أهل الورع و الزّهد في الدّنيا.
فردا همنشينان خدا صاحبان ورع و زهد در اين جهانند.
١٣١١-: جمال المرء فصاحة لسانه.
جمال مرد به فصاحت اوست.
١٣١٢-: جهد البلاء أن تحتاجوا إلى ما في أيدي النّاس فتمنعوا.
كمال بليه اينست كه به آنچه ديگران دارند محتاج شويد و از شما دريغ كنند.
١٣١٣-: جهد البلاء قلّة الصّبر.
نهايت بلا قلت صبر است.
١٣١٤-: جهد البلاء كثرة العيال مع قلّة الشّيء.
نهايت بلا عيالمندى و تنگدستى است.
١٣١٥-: الجار أحقّ بشفعة جاره ينتظر بها و إن كان غائبا إذا كان طريقهما واحدا.
همسايه در معامله سهم همسايه مقدم است اگر راه آنها يكى است بايد منتظر او بماند اگر چه غايب باشد.