نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٧١٥ - مقدمۀ چاپ دوّم
٢٧١٢-: مثل المؤمنين في توادّهم و تراحمهم كمثل الجسد إذا اشتكى بعضهم تداعى سائرهم بالسّهر و الحمى.
حكايت مؤمنان در دوستى و مهربانيشان چون اعضاى تن است وقتى يكيشان رنجور شود ديگران بمراقبت و رعايت او هم داستان شوند.
٢٧١٣-: مثل المؤمن كمثل المنخلة لا تأكل إلاّ طيّبا و لا تضع إلاّ طيّبا.
حكايت مؤمن چون غربال است جز پاكيزه نخورد و جز پاكيزه ندهد.
٢٧١٤-: مثل القلب مثل ريشة بأرض تقلّبها الرّياح.
حكايت دل چون رشتهاى است در سرزمينى كه بادها آن را زير و رو كند.
٢٧١٥-: مثل المرأة كالضّلع إن أردت أن تقيمه كسّرته و إن استمتعت به استمتعت به و فيه إود.
حكايت زن چون دنده است اگر بخواهى راستش كنى خواهد شكست و اگر از آن بهرهگيرى با وجود كجيش بهره توانى گرفت.
٢٧١٦-: مثل المؤمن القويّ مثل النّخلة و مثل المؤمن الضّعيف كخامة الزّرع.
حكايت مؤمن نيرومند چون نخل است و حكايت مؤمن ناتوان چون ساقه كشت.