نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٣٤٦ - مقدمۀ چاپ دوّم
٩٤٦-: إنّما شفاء العيّ السؤال.
علاج نادانى سؤال است.
٩٤٧-: إنّما مثل القلب مثل ريشة بالفلاة تعلّقت في أصل شجرة يقلّبها الرّيح ظهرا لبطن.
دل مانند رشتهايست در بيابانى بدرختى آويخته كه باد پيوسته آن را زير و رو ميكند.
٩٤٨-: إنّما يبعث النّاس على نيّاتهم.
مردم مطابق پندارهاى خود محشور ميشوند.
٩٤٩-: إنّما يتجالس المتجالسان بأمانة اللّٰه تعالى فلا يحلّ لأحدهما أن يفشي على صاحبه ما يخاف.
جليسان نگهدار امانت يك ديگرند و روا نيست يكى از آنها راز رفيق خود را آشكار سازد.
٩٥٠-: إنّما يدخل الجنّة من يرجوها و إنّما يجنّب النّار من يخافها و إنّما يرحم اللّٰه من يرحم.
كسى ببهشت ميرود كه اميد آن دارد و كسى از جهنم دور مى ماند كه از آن بيمناك باشد، خداوند فقط بكسى رحم ميكند كه رحم كند.
٩٥١-: إنّما يدرك الخير كلّه بالعقل و لا دين لمن لا عقل له.
همه خوبيها را بعقل مىتوان دريافت و هر كه عقل ندارد دين ندارد.