نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٢٩١ - مقدمۀ چاپ دوّم
نيز مقبول كسان شود.و همين كه خدا بندهاى را دشمن داشت جبرئيل را فرو خواند و گويد من فلانى را دشمن دارم او را دشمن بدار و جبرئيل او را دشمن دارد،سپس در ميان اهل آسمان بانگ زند كه خداوند فلانى را دشمن دارد او را دشمن بداريد و او را دشمن دارند و در زمين نيز مبغوض كسان شود.
٦٨١-: إنّ اللّٰه تعالى إذا أحبّ عبدا جعل رزقه كفافا.
وقتى خداوند بندهاى را دوست دارد روزى او را بقدر كفايت كند.
٦٨٢-: إنّ اللّٰه تعالى إذا أنزل عاهة من السّماء على أهل الأرض صرفت عن عمار المساجد.
خداوند وقتى مرضى را از آسمان بر مردم فرود آورد آن را از بانيان مساجد بگرداند.
٦٨٣-: إنّ اللّٰه تعالى إذا أنعم على عبد نعمة يحبّ أن يرى أثر النّعمة عليه و يكره البؤس و التّباؤس و يبغض السّائل ٦٨٤ الملحف و يحبّ الحييّ العفيف المتعفّف.
خداوند وقتى نعمتى ببندهاى دهد دوست دارد اثر نعمت بر او ديده شود و تظاهر بتنگدستى را دوست ندارد و گداى پر رو را دشمن دارد و شخص باحياى عفيف