نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ١٤٤ - مقدمۀ چاپ دوّم
بحث متون بسالها پرداختم و چيزى از نقد عمر بر آن صرف كردم و در نقد آن به امكان خويش كوشيدم و اگر با همۀ دقت از آن غفلت كه در نهاد انسان هست حديثى ناسره در اين ميان آمده مشوش نيستم كه چيزى به بعمد بر پيمبر نبستهام و نقل حديث ديگران با علم بضعف نكردهام و هم مجوّز ديگر داشتهام كه مجموعۀ ما احاديث حلال و حرام نيست،حديث خير و فضيلت و صلاح و كمال است و ائمۀ سلف تساهل در اسناد اين گونه احاديث را به اتّفاق روا داشتهاند كه حديث مشهور ميگويد:«هر كه شنود كار خيرى ثوابى دارد و به انجام آن پردازد،پاداش آن يابد و گر چه پيمبر نگفته باشد.» [١]و يا:«...حديث چنان كه بدو رسيده نباشد.» هستۀ اين مجموعه در آغاز از ايلاف چند اربعين و دو رسالۀ صد كلمهاى پديد آمد.اربعين مجموعهايست كه محدّثان سلف،بقصد ادراك ثواب و بهرهورى از شفاعت موعود،از چهل حديث معتبر و مسلّم مرتب ميكرده و متن آن را بخاطر ميسپرده و بر تكرار و تلقين و تعليم آن مواظبتى دقيق داشتهاند تا آنجا كه من به ضبط آوردهام، مجموعههاى اربعين از مؤلفات سلف از اربعين بيشتر است و هم بعض محدّثان به رعايت احتياط از بيم آنكه مبادا يك يا چند حديث منقولشان مسلم الصدور نباشد براى اطمينان از حصول ثواب و فيض و شفاعت،مجموعهاى از يك صد حديث فراهم ميكردهاند تا قطعا چهل حديث مسلم را ضبط كرده باشند.
بسال ١٣١٣ كه فراغتى بهشتى داشتم و مايۀ بيشتر كارهاى من از آن دوران است،انديشۀ تنظيم مجموعهاى از كلمات خير البشر كه موضوع آن فضيلت و اخلاق باشد نه احكام،در من قوت گرفت و
[١] وسائل الشيعه.