تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٧ - منتخباتى از كتاب پنج حكايت ويليام شكسپير
« اى ملكه خوبان بنا بر آن چه ديده و شنيدهايم ، آنان كه از پر خوارى بيمار مى شوند ، به عدد بيش از آن كسانند كه از گرسنگى مى ميرند . بايد خوش دل و شاد بود با سرمايهء كم زيستن سعادتى زياد است زيرا كه گفتهاند اسراف و تبذير موى سر را سفيد مى كند ، ليكن قناعت و خرسندى عمر دراز مى آورد . » [١] « اگر عمل به نيكى به سهولت علم به نيكى مى بود هر آينه ديرهاى كوچك به معبدهاى بزرگ مبدل مى شد و كلبه هاى گدايان به صورت قصور سلاطين در مى آمد ، غيب گوى دانا آن است كه نخست خود از پيش بينى خويش بهره ور گردد - و نزد آدمى آسان است كه به بيست تن كردار نيك بياموزد ، تا آن كه خود يكى از آن بيست تن باشد كه بايد تعليم معلم را به كار بندند . » [٢] « مرا در آتش هفت بار بسوختند ، تا شايد چيزى بر گزينم كه هفت بار در كورهء دانش و خرد پخته شده باشد . دريغا كه در جهان مردمانى نادان يافت شوند كه چون من ظاهر سيم اندود دارند و ليكن در باطن مس كم بهايى بيش نيستند با سرى بىخرد اين جا آمدم و با دو كلمه تهى از دانش باز مى گردم افسوس كه بهرهء من از اين گنج بيش از اين نبود » [٣] « غالباً ظاهرهاى درخشنده فريبندهاند ، جهانيان همواره فريفته ى زيور و زينت مى شوند . در كار عدالت و دادگسترى چه بسيار دعاوى باطل كه چون با بيانى جالب ادا مى شود ، بطلان آن پوشيده مى ماند . در امر دين و آيين ، چه بسيار سيئات كبيره كه چون با جبينى ريا كار ارتكاب مى كنند ، در شمار حسنات قرار مى گيرد [ ] ناراستىها همه در زير اندودى آراسته مستور مى گردد . هيچ سياه كارى نيست كه چون بيرون آن را با پردهء رنگين بيارايند ، صورت راستكارى به خود نگيرد . آرى سيماى مزين مانند ساحلى
[١] همان مأخذ ، ج ١ ، ص ٩ . .
[٢] همان مأخذ ، ج ١ ، ص ٩ . .
[٣] همان مأخذ ، ج ١ ، ص ١٣ . .