تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧٩ - ٢١ - دو - مرحلهء اجتماعى خالص
٢٢ - گرديدنهاى فردى و اجتماعى و علل آنها
١ - تغير در ماهيت اجزاء .
اين كه همواره مى گوييم : چنين پيدا است كه قيود و حدود محيط و اجتماع گرديدنهاى افراد را رنگ آميزى و توجيه مى كند و قيافه هاى حقيقى افراد را مى پوشاند و فقط نيم رخى از هزاران قيافه هاى ممكن او را ( كه در خوردن و خوابيدن و چند عدد مانند خود را در روى كره زمين رها كردن خلاصه مى شود ) مى نمايانند ، يك مطلب شوخى آميز و از نوع مبالغه هاى شعرى نيست .
٢٢ - گرديدنهاى فردى و اجتماعى و علل آنها موقعى كه در سه عنصر اساسى تشكل اجتماعى و خود اجتماع انديشيم ، مى بينيم : نسبت اجزاء و عناصر تشكيل دهندهء اجتماع با خود اجتماع مانند نسبت اجزا و عناصر تشكيل دهندهء يك ديوار با خود ديوار نيست .
اساسىترين فرق ميان دو نوع مزبور ( اجزاء و كل ) ناشى از تغييراتى است كه در ماهيت اجزاء اجتماع مشاهده مى شود . هر يك از اين تغييرات را به طور اختصار بترتيب ذيل ملاحظه مى كنيم :
١ - تغير در ماهيت اجزاء .
آرتور شوپن هاور گفته بود :
انسان همان انسان است كه از آغاز اجتماعات ديده مى شود ، فقط دگرگونىهاى او در شكل و پديده ها است .
اين جمله تا آن جا كه ساختمان فيزيولوژى و اصول مشتركهء روانى انسانها را منظور نمايد ، مطلب قابل توجهى است ، ولى مى بايست شوپن هاور به اين سؤال هم پاسخ بدهد كه آن انسان كه اوپتيموم ( حد متوسط ) موجوديت همهء انسانها است كدامست ؟ سقراط يا نرون ؟ ابن ملجم يا على بن ابى طالب عليه السلام ؟ نيوتون يا هبنقه ؟ ابو العلاء معرى گريان يا لايب نيتز خندان ؟ گاندى انسان يا قاتل