تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧٨ - ٢١ - دو - مرحلهء اجتماعى خالص
را به دست مى آورد . [١] يك تضاد فوق العاده مهم براى حركت فرد در اين مرحله وجود دارد كه بارور شدن آن تضاد بستگى بمساعدت عوامل طبيعى محيطى و انسانى دارد . اين تضاد عبارت است از كشمكش تعينهاى فردى يك انسان با اصول و قوانين تثبيت شدهء اجتماع .
به نظر مى رسد كه اگر آمار گيرى دقيقى در اين موضوع صورت بگيرد ، خواهيم ديد كه نسبت تضادهاى بارور شدهء تعينها و خواص مثبت فردى ، با اصول و قوانين اجتماعى كه تعيين كنندهء مسير فرد است ، [٢] در هر قرنى تقريباً مساوى عدد قهرمانان ( به معناى عمومى ) بشرى در مقابل تمام افراد بشرى است .
تعيين اين نسبت به عهدهء مطالعه كنندهء انديشمند است كه آيا اين نسبت مساوى ١ به ١٠٠٠٠٠٠ است يا كمتر يا بيشتر ، بعيد نيست كه با ملاحظهء جمعيت روى زمين از دورانهاى گذشته تا كنون نسبت فوق اگر كمتر نباشد زيادتر نيست .
به همين جهت بود كه ويكتور هوگو مى گفت : به استثناى يك يا دو قهرمان در هر قرنى ، همهء شخصيتها را كه مردم آنها را قهرمان مى نامند از ضعف باصرهء آنها ناشى مى شود .
[١] گفتيم : معمولًا ، اين كلمه را براى آن آورديم كه رنگ آميزى شدن و به عبارت اصطلاحىتر : گرديدن تعينها و خواص همهء افراد به وسيلهء اجتماع به ظهور نمى رسد ، زيرا اگر چنين بود ، تاريخ بشرى حتى يك قدم هم نمى توانست پيش رفت كند ، روشن است كه تحولات علمى و اجتماعى و سياسى كه مسير اجتماعات را تغيير مى دهد ، مستند به خود افراد است . .
[٢] امثال برتراند راسل مى توانستند در نشان دادن طرق بارور شدن تضاد فوق نام قهرمان را تا ابد براى خود ثبت كنند و الا نه با گسيختن اصول انسانى مى توان تضاد فوق را حل و فصل كرد و نه با آوردن مثالهاى شيرين و فكاهى در پيچيده ترين مشكلات انسانى مى توان راهى را براى گرديدن مطلوب تضاد فوق هموار نمود . .