تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٠٠ - قلمرو دوم
خورشيد را تغيير بدهد .
بنا بر اين قدرت موجوديت فعلى يك حقيقت مى تواند عامل ضعيف اضداد درونى و برونى را تا ادامهء قدرت مفروض خنثى نمايد .
قلمرو دوم - هضم شدن تضادهاى ناشى از خواص و تعينهاى ماديات است در مقابل ذهن ، قدرت تجريد ذهن در بارهء مواد عينى فوق العاده شگفت انگيز است ، تصويرى از آتش و حرارتش در ذهن به وجود مى آيد ، بدون احتراق كه خاصيت اساسى آتش است .
همچنين است تضادهاى موجود در عرصهء خود آگاه ذهن كه در قلمرو ناخود آگاه من يا سطح عميق شخصيت به كلى هضم مى شود ، بدون اين كه در سطح عميق من تجزيه شوند و حد و مرز و بلكه كوچكترين بعد زمانى و فضايى در آنها دخالت بورزد ، ميليونها اشياء عينى بدون تزاحم و تضاد در آن رسوب مى كند .
تضادى هم كه در وضع جارى روان آدمى وجود دارد ، قابل مقايسه با تضادهاى مادى نيست .
از ملاحظهء دو قلمرو فوق به اين اصل كلى مى رسيم كه هر اندازه كه يك حقيقت از معرض اصطكاك و تزاحم و كثرت دورتر باشد ، به همان اندازه از جريان تضاد دورتر خواهد بود و بدان جهت كه بساط ماده و ماديات و حركت و كون و فساد و گرديدن در قلمرو ابديت بر چيده مى شود ، لذا مفهوم تضاد در آن جهان به كلى منفى مى گردد .
جلال الدين مى گويد :
نفى ضد كرد از بهشت آن بىنظير كه نباشد شمس و ضدش زمهرير [١] همچنين دان جمله احوال جهان قحط و خصب و جنگ و صلح و افتتان اين جهان با اين دو پر اندر هواست زين دو جانها موطن خوف و رجاست
[١] دفتر ششم ، ص ٣٥٢ ، بيت ٦٠ . .