تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٩٧ - ٢ - نسبيت براى ما
همين مسئله سوم سرچشمه مى گيرد .
مسئلهء چهارم - كاراكتر عمومى و مطلق تضاد ، جنبهء عينى ندارد ، آن چه جنبهء عينى دارد تضادهاى خارجى در پهنهء هستى است ، جملهء : « اگر تمام كاراكترهاى منفرد حذف شود ، چه كاراكتر عمومى باقى خواهد ماند ؟ » اشاره به همين مسئلهء چهارم است و اين مطلب كاملًا صحيح است ، زيرا نه تنها كاراكتر كلى تضاد جنبهء عينى ندارد ، بلكه تمام قوانين منطقى و علمى و فلسفى و صنعتى و هنرى و اخلاقى و . . . بدان جهت كه كليات هستند ، امور ذهنى ( سوبژگيتو ) مى باشند ، و بدان جهت كه منشأ انتزاع آنها عينيت خارجى است ، لذا در نظر ابتدايى آنان كه انديشهء ورزيده ندارند گمان مى كنند ، خود قوانين كلى نيز وجود عينى دارند .
بهترين دليل اين ادعا اشتباه و خطاهايى است كه در كشف و تطبيق و درك قوانين كلى وجود دارد ، در صورتى كه واقعيتهاى عينى به كلى از مجراى اشتباه و خطا بر كنار است .
مسئلهء پنجم - تمام كاراكترهاى منفرد به طور مشروط و موقت وجود دارد ، زيرا حركت و گرديدنها به طور دايمى واقعيتهاى عينى را دگرگون مى كند . البته اين مطلب هم بايستى مورد توجه قرار بگيرد كه مقصود از موقت و مشروط بودن كاراكترهاى منفرد تضاد ، آن نيست كه پس از تبديل و دگرگونى واحدهاى كاراكتريك تضاد تا حصول كاراكتر موقت و مشروط ديگر ، قانون تضاد در آن فاصله جريان ندارد ، بلكه مقصود تبدل همهء كاراكترها است كه تحت قوانين كلى تضاد در جريان مى باشد .
مطلب ديگرى كه در باره نسبيت تضادها بايد در نظر گرفته شود ، اين است كه آيا نسبيت تضاد محصول تحليل پديدهء تضاد به جنبهء كلى و مطلق و جنبهء خصوصى آن است كه در جريان تحقق عينى مشاهده مى شود ؟ مى گوييم : خود تحليل مزبور را نمى توان به معناى نسبيت منحصر تضاد تلقى