تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٢ - تفسير ابيات
آن با اشكال گوناگونش ، ابراز نمود .
در همهء جهادهاى مرگبار به استثناى يك مورد كه خود پيامبر دستور به عدم شركت در آن داده بود ، شركت نموده ، قدمى به عقب بر نداشت .
در آن شب كه قريش مى خواستند به طور دسته جمعى پيامبر اسلام را بكشند ، شبانه در رختخواب پيامبر خوابيد و خود را در معرض نابودى قرار داد .
دوران ميانسالىاش در حياتىترين مسائل اجتماعى و سياسى از تصدى و جديت در حفظ ايده ئولوژى اسلام كوچكترين تعدى نكرد .
با اين كه همراهان و هوا داران با شخصيتى در پيرامون خود داشت و مى توانست به وسيلهء آنان حد اقل نقش طرف مقابل را از بين ببرد ، ولى چون موجب سوء تفاهم در اجتماع اسلامى گشته و به خود مكتب صدمه وارد مى ساخت ، لذا بنظارت كامل قناعت ورزيده ، از اين راه هدف موجوديت خود را تعقيب كرد ، در اين دوران ، فراز و نشيب و سنگلاخهاى اجتماعى و اوضاعى كه به وسيلهء اشخاصى كه خود را رقيب او مى ديدند ، در سر راه على عليه السلام آن قدر فراوان و تند و خشن بود كه به قول يكى از نويسندگان دانشمند دوران معاصر : على عليه السلام را هر روز به مرز زندگى و مرگ وارد مى كرد و خارج مى ساخت آرى اين نوسان دايمى ميان اشكال گوناگون زندگى و مرگ بود كه توانست به اصطلاح جلال الدين مصدر وجودى على عليه السلام را در جلوه هاى متضاد و متنوع آشكار كند و شخصيت جاويد او را بر فراز تاريخ انسان و انسانيت تثبيت نمايد .
نهج البلاغه آن دوم كتاب انسانها تا حدودى باز گو كنندهء حقيقت على عليه السلام و آن حوادث و جريانات است كه بانگهاى الهى على عليه السلام را به خوبى ( نه كاملًا و همه جانبه ) ابراز مى كند .
تفسير ابيات خداوند متعال در روش وحى روشنترين و آسانترين نشان دو رويى منافقين را چنين اطلاع داده است :