تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣٩ - تفسير ابيات
و به مردم مى گفت :
« كه منم طاوس عليين شده . »
مردم عامى از همه چيز بىخبر جاه و مال آن شغال صفت را مى ديدند ، پيشانى در مقابلش به خاك مى ساييدند ، آن تبه كار نابخرد هم باور مى كرد . در عين حال كه از نظر موجوديت فقير و گدايى ژنده دلق بود ، از سجود و از واله شدن مردم مست گشت و خود را داراى همه چيز نشان مى داد .
مال دنيا مارى است كه دندان زهر آگين دارد ، ولى مقبوليت و مسجود قرار گرفتن انسان به وسيلهء همان مال مانند اژدها است .
و احتمال مى رود كه منظور مولوى اين باشد كه هان اى فرعون تو موسى نيستى كه چنين ادعاها دارى ، دست از اين اعمال بردار ، زيرا تو بهتر از همه به شغال بودن خود آگاهى ، چرا با ادعاهاى طاوس گشتن مغز خود را پوچ و مختل مى سازى در آن هنگام كه به مجمع طاوسان بروى چون جلوهء واقعى طاوس نخواهى داشت ، لذا به طور حتم رسوا خواهى گشت .
طاوسان حقيقى موسى و هارون عليهما السلام هستند كه بالاخره پر و بال جلوه گر آنان به سر و رويت مى زند و رسوايت مى سازد . با فاش شدن زشتىهايت از بالا مى افتى و رسوا مى گردى ، هنگامى كه پاى محك بميان كشيده شود ، قلب بودن تو فاش گشته نقش ساختگى شير از هيكل پرداخته ات محو مى گردد و سگ بودن تو نمودار مى شود .
اى سگ گرگ صفت [ ( يا سگى كه از سگ و گرگ زاييده شده است ) ] از روى حرص و جوش به مال و جاه پوستين شير را مپوش . روزى فرا مى رسد كه غرور شيرى يا نعرهء شير واقعى تو را به آزمايش مى كشد .
شگفتا [ اين اندازه مبارزه با واقعيت « نقش شير و آن گه اخلاق سگان . » [ آرى دنيا جايگاه آزمايش است ] بالاخره :
اى شغال بىجمال و بىهنر هيچ بر خود ظن طاوسى مبر ز انكه طاوسان كنندت امتحان خوار و بىرونق بمانى در جهان