تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٧٥ - باز گشتن به حكايت پيل
واقعيتى در ذهن بشرى نشان نداده است به خود تسليت مى دهند ، ولى كدامين تسليت است كه روح مضطرب را در مقابل واقعيتى كه جهان نشان مى دهد و مى گويد : يك كار ناچيز نمى تواند تصادفى به وجود بيايد ، آرامش ببخشد ؟ من نمى دانم چگونه مى توان احتمال صدور يك رويداد بدون علت را با حس علت جويى در زندگانى ، يك جا جمع نموده ، حركت در ميان رويدادهاى طبيعى و انسانى را به عنوان حاصل جمع بهره بردارى نمود ؟ مشغول ساختن يك ساختمان هستند ، آجرها را روى هم مى گذارند . احتمال يك در ميلياردم هم نمى دهيد كه هم اكنون اتفاقا و به طور تصادف يكى از آجرها پلنگ درندهاى مى شود و شما را پاره پاره مى كند يك مشت علف برداشته و مى رويد به جلو بزغاله مى ريزيد ، احتمال يك ميلياردم هم نمى دهيد كه آن بزغاله ناگهان به صورت يك آتم هيدروژن در آيد و شما و ساختمان و هر چه را كه در آن وجود دارد مانند گردى به فضا پرتاب كند توسعه و تعميم در قانون عليت و دقيقساختن آن در رويدادهاى جهان طبيعت و تبديل رابطهء عليت به قانون جريان جهش نقاط در ساختمانهاى آتميك ضرورت دارد ، نه تجويز اتفاق كه يك انديشهء رشد يافته حتى از تصور ذهنى آن ناتوان است .
شانس و بخت - غالبا در شئون و پيش آمدهاى انسانى به كار برده مى شود . اين كلمه هم مانند سيمرغ و ديو ده سر است كه دليل خيال پرورى و كوته نظرى انسانها را بروشنى كامل نشان مى دهد .
خشونت و استثناء ناپذير بودن جريانات طبيعى ، براى آنان كه از موجوديت خود و طبيعت اطلاعى ندارند وسيله تسليتى بنام شانس و بخت ايجاد كرده است كه گاهگاهى روى به آن مى آورند و تجديد نيرو ، بلكه تجديد حيات مى كنند .
حتى يك مورد هم از آن چه كه مردم آن را شانس و بخت مى نامند نمى توان پيدا كرد ، مگر اين كه علت روشن يا تاريكى آن را به وجود آورده است ، از طرف ديگر انواع گوناگون علتها و خواص متنوع و متضاد موجودات در جريانات مختلف و