تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦٧ - تفسير ابيات
بدانيد كه پيل دهان رهگذران را مى بويد و معدهء آنها را تفحص مى كند ، تا بوى گوشت كباب شدهء بچه خود را دريابد و انتقام خون او را از خورندهء گوشت او بگيرد و كيفر آن نابكار را بدهد .
تو كه بىخيال و بدون انديشه به بد گويى در پشت سر برادران ايمانىات مى پردازى در حقيقت گوشتهاى آنان را مى خورى .
ترديد نداشته باش در اين كه روزى فرا مى رسد كه كيفر غيبتهاى خود را خواهى چشيد .
مگر نمى دانيد كه بوى دهان شما روزى بخدا آشكار مى گردد ؟ كسى جز راستگويان و راست كرداران از آن تفحص هولناك رهايى نخواهند داشت .
واى به حال آن فردى كه بوى دهان او را كه خبر از گناهان و پليدىهاى او مى دهد نكير و منكر استشمام كنند .
آيا مى توانيد دهان خود را از آن دو فرشتهء بزرگ پوشيده بداريد ؟ آيا مى توانيد در زير خاكهاى تيره دارويى به كار ببريد كه دهانتان را خوش بو بسازد ؟ در آن تنگناى تاريك آب و روغنى پيدا نمى شود كه گند نفرت انگيز دهانتان را بپوشاند . در آن دخمهء وحشتناك راه چارهاى براى عقل و هوش آدمى وجود ندارد .
آن فرشتگان زخمهاى عمود متلاشى كننده به سر و نتايج عمل مجسم شده در وجود ياوه گويان وارد خواهند ساخت .
در هنگام احتضار گرز درد انگيز عزرائيل را بياد بياوريد ، اگر هم چوب و آهن طبيعى را در دست عزرائيل نبينى ، وضع خود آدم محتضر را در نظر بگير كه قيافهء او اثر ضربهء گرز را نشان مى دهد . گاهى شنيدهايد كه بعضى اشخاص در حال جان كندن مى گويند : اين شمشير و برق كه بر سرم فرود مى آيد چيست ؟