تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٩٨ - تفسير ابيات
ديوانه نما آمده گفت : اى پدرى كه كودك شده است [ يعنى بزرگ كوچك نما ] براى من رازى بگو . آن ديوانه نما مى گويد : از اين در بر گرد ، امروز نمى توانم رازى را با تو در ميان بگذارم ، اگر امكان پذير بود كه عالم ماده به ما فوق ماده راهى داشت من هم مانند مشايخ حرفه اى بر دكهء معمولى مى نشستم .
[ مقصود از اين بيت اين است كه اگر روش معمولى حرفه اى كه از شئون ( خود طبيعى ) انسانها است مى توانست در عالم روح جريان داشته و با يكديگر هماهنگ باشد ، من هم مثل سايرين براى خود دكه و جايگاه معينى داشتم و گوشه گيرى را انتخاب نمى كردم ] ولى اين دو مقوله با يكديگر سازگار نيستند و وضع روحى من آن حالت معمولى حرفه اى نداد كه هر لحظه اى هر كسى با من تماس بگيرد ، پاسخ خواسته هاى او را بگويم .
چون امكان يعنى تقيد برسوم و مقررات نمى تواند با ما فوق قوانين و مقررات هماهنگى داشته باشد ، لذا من نمى توانم مطابق مقررات عادى خواستهء تو را اجابت كنم .