تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٤ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
علاقه و اشتياق برخى از مردم به مطالعهء كتب عرفانى چيست ، خاصه كه مطالعهء آن جز تشتت افكار و ايجاد شك و ترديد و اضطراب خيال و گزاف گويى كه كاملًا مغاير سادگى مسيحيت است حاصلى ندارد ؟ بهتر آن است كه انجيل و حواشى آن را مطالعه كنيم ، ولى هرگز در پى فهم اسرار غامض آن نبايد بود ، زيرا ، تا زمانى كه اين بدن بين ما گناهكاران بىچاره و ابديت حجابى غير قابل نفوذ است ، چگونه مى توانيم از اسرار وحشتناك و غوامض قدمت حق واقف شويم ؟ بهتر است به مطالعهء آن اصول عالى كه نجات دهنده يزدانى ما به منظور هدايت آدميان در اين جهان باقى گذاشته است اكتفا كنيم بگذار در پيروى از اين اصول بكوشيم و خود را متقاعد سازيم كه هر چه به فكر ضعيف بشرى خود كمتر ميدان دهيم به همان اندازه در نظر خداوند كه جز دانشهايى كه از جانب او است باقى مردود است ، پسنديده تر خواهيم بود و هر چه در اسرارى كه ارادهء پروردگار به اختفاى آن تعلق گرفته كمتر غور و تفحص كنيم به همان اندازه زودتر به وسيلهء روح مقدسش به كشف آن نائل مى شويم . » [١] « شاه زاده خانم در قسمت ديگر نامه خود مى نويسد : اى كاش وضع مادران و زنان و اطفال كسانى را كه به ميدان جنگ مى رفتند مشاهده مى كرديد و شيون و زارى طرفين را مى شنيديد . به نظر مى رسد كه گويا بشريت قوانين نجات دهندهء مقدس خود را كه عشق به همنوع و عفو خطا كاران را توصيه مى كند فراموش ساخته است و بر خلاف اين اصل لياقت و شايستگى اصلى خود را در هنر جنگ و كشتار يكديگر تصور مى نمايد . » [٢] « شاه زاده خانم ماريا برخاست و به جانب در رفت ، ولى ناگهان ايستاد و گفت : آندره اگر ايمان داشتى ، به خداوند رو مى كردى و از او مى خواستى كه عشقى را كه احساس نمى كنى به تو عطا فرمايد و دعاى تو بىشك مستجاب مى شد . » [٣]
[١] همان مأخذ ، ص ١١٥ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ١١٥ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ١٣٠ . .