تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦١٢ - طواف به دور كعبه يعنى چه ؟
كه روى هم چيده شده است چيزى نيست ، اين سنگها نه نفعى مى رسانند و نه ضررى دارند - بلكه خداوند مى خواهد مردم را با دستور خود به طواف دور كعبه بيازمايد ، يعنى در آنها حالت آمادگى روحى ، به اعتلايى را كه ناشى از گرايش به خدا به وسيلهء انجام دستور خدا است به وجود بياورد . مانند ساير عبادات مقرره .
چنان كه خداوند در قرآن مجيد مى فرمايد : هيچ يك از اجزاء آن قربانى كه شما مى كشيد به خدا نخواهد رسيد ، بلكه او تقواى شما را مى خواهد .
به همين جهت است كه مى گوييم : در طواف خانهء كعبه احترام به خود سنگ نيست ، ناگفته شود : احترام و گرايش به انسان كه جاندار و عاقل و داراى روح ملكوتى است ، شايسته تر از احترام و گرايش به سنگ است .
جاى تعجب است كه بعضى از اشخاص بىاطلاع به چنين خطاى بزرگى دچار شده و گفتهاند : بيت الله بيش از چند سنگ روى هم چيده چيزى نيست ، مردان الهى از نظر عظمت قابل مقايسه با آن سنگها نيستند . پس بنا بر اين برويم مردان الهى را بجوييم چنان كه آن شاعر گفته است :
او خانه همى جويد و من صاحب خانه . [١] پاسخ اين تو هم بىجا همان است كه به طور مختصر متذكر شديم كه خداوند دستور به پرستش و گرايش به چند عدد سنگ نداده است كه ما بنشينيم و مقايسه اى ميان سنگ و يك انسان تكامل يافته به جاى آورده و پرستش و گرايش انسان را ترجيح بدهيم و بگوييم :
اى قوم به حج رفته كجاييد كجاييد معشوق همين جاست بياييد معشوق تو همسايهء ديوار به ديوار در باديه سر گشته شما در چه هواييد گر صورت بىصورت معشوق ببينيد هم خواجه و هم خانه و هم كعبه شماييد ده بار از آن راه بدان خانه برفتى يك بار از اين خانه بر اين بام بر آييد
[١] البته مقصود از صاحب خانه در مصرع فوق قطب نيست ، بلكه خود خدا است . .