تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣ - منتخباتى از كتاب اعتراف - تولستوى
و نمى دانستم كه زمزمه كلمات معينى كه ( در شهادت نيسانى ) موجود است ما را به حقيقت ملكوتى و اصل نمى كند و نيز نمى دانستم كه محبت در رابطه خود با حقيقت نمى تواند به زور و جبر واسطهء اتحاد و پيوند ما گردد . بالاخره من در آن زمان اين خطاها و اشتباهات را در آن استدلال نمى ديدم ، لذا مى توانستم تمام شعائر و آداب كليساى ارتودوكس را به جا آورم و بپذيرم - بدون آن كه معنا و مقصود غالب آنها را بدانم » [١] « اما به هر حال اعتقاد به صحت شعائر و آداب مذكور هم حدى داشت ، چنان كه هر گاه مى خواستم از براى آداب و ادعيه اى كه ذيلًا به طور نمونه ذكر خواهم كرد ( و بىمبالغه دو سوم ادعيه و او راد ما را تشكيل مى دهد ) نزد خود معنايى بسازم ، مى ديدم كه اساس رابطه اى كه با خدا در خود يافته بودم كم كم متزلزل مى شد و امكان هر نوع ايمانى در من مفقود مى گشت . » [٢] « هر گاه جهت همه اينها و ساير ادعيه از قبيل » سرود كروبين « و همهء مراسم نذر و قربانى و عشاء ربانى و نظايرش ( چنان كه گفتم درست دو سوم عبادات و مراسم ) مى خواستم برايشان نزد خود تفسير و توجيهى بنمايم ، سبب مى شد احساس نمايم كه ايمانم در حال تزلزل است و رابطه اى كه با خدا يافتهام نزديك است از ميان برخيزد .
چنين احساسى را عينا در وقتهايى مى كردم كه در مورد ايام رسمى مذهبى و تعطيلات و اعياد مهم مى انديشيدم . » [٣] « من در مقابل اين اعياد دو كار ممكن بود بكنم : يا آن كه به هر صورت براى هر يك نزد خود توجيهاتى تسكين بخش تدبير كنم و يا آن كه چشمها را بر هم نهم تا مبادا از فريبى كه در مقابل من است آگاه گردم . » [٤] « اما افسوس ، هنگامى كه به ميز عشاء ربانى نزديك مى شدم و كشيش در دهان
[١] همان مأخذ ، ص ٩٩ - ٩٨ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ١٠٠ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ١٠١ . .
[٤] همان مأخذ ، ص ١٠٢ . .