تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥٥ - آيا ممكن است عقل تبديل به نفس شود ؟
اما مسئله در سطح رو به ( من عالى ) از اين قرار نيست به اين توضيح كه :
چنان كه سطح مجاور طبيعت قواى درونى ما با نمودهاى طبيعت تأثير متقابل دارد . يعنى هم از طبيعت مى پذيرد و هم به طبيعت اثرى مى بخشد ، همچنين با سطح مجاور به ( من عالى ) تأثير متقابل دارد ، اگر يكى از اين قوا به جهت فعاليت زياد توانست ( من عالى ) را تحت تأثير قرار بدهد گويى ( من عالى ) قشرى از فعاليت مفروض را به خود پذيرفته است ، در نتيجه قواى ديگر هنگامى كه فعاليتهاى خود را به ( من عالى ) نزديك مى كنند آن ( من ) با همان قشر با فعاليتهاى مزبوره تماس مى گيرد . مثلًا اگر شخصى تنها نيروى انديشه را به كار بندد و جز انديشه فرصت فعاليت به هيچ يك از قواى درونى ندهد ، در اين صورت مانند اين است كه ( من عالى ) فقط يك عينك به چشم دارد ، آن هم عبارت است از عينك انديشه ، لذا اگر وجدان فعاليتى انجام بدهد يا تخيل و رويا كارى كند آن ( من عالى ) با عينك انديشه آنها را مورد مطالعه قرار خواهد داد .
اين تحول در قواى درونى پديدهء بسيار با اهميت و حساس است كه با سر نوشت اختيارى انسانها كاملًا بازى مى كند و يا به عبارت ديگر انسان را از دست طبيعت و قوانين معمولى آن ربوده يك انسان ديگر مى سازد . پس اين كه جلال الدين مى گويد :
« عقل كاو مغلوب نفس او نفس شد » مطلب فوق العاده جالب است كه شايان اهميت فراوان است . البته ظاهر كلام مولوى اين است : اگر عقل مغلوب نفس شود به نفس مبدل مى گردد - به عنوان مثال و براى تفاهم بوده و در حقيقت اين انقلاب و تبدل در همه قواى درونى امكان پذير است ، يعنى اگر نفس هم مغلوب عقل گردد به عقل مبدل خواهد شد . . . و همچنين ساير قوا .
اما اين كه عقل واقعاً مبدل به نفس مى شود احتياج به توضيح گذشته دارد كه بيان كرديم .