تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨ - مناجات
خلاصه لذت يك پديدهء طبيعى و روانى مخصوص به شخص ما است ، در صورتى كه حقايق عاليه و واقعيات اصيل مانند عدالت و آزادى و معرفت و عرفان ريشهء خارجى دارند . اين لذت جويى در مسئله عرفان و معرفت نيز دامن گير نوع انسانى مى شود و او را در پرتگاه خود پرستى ساقط مى كند .
نتيجه اى كه از اين مبحث مى توان گرفت اين است كه : يكى از عوامل اساسى تفسيرات نابه جا در مفهوم عرفان دخالت دادن مختصات شخصى سالك در قلمرو عرفان مى باشد .
يعنى با توجه يا بدون توجه بعضىها با هدف گيرى بسيار عالى در صدد به دست آوردن معرفت و گرايش به كار شروع مى كنند ، ولى با كوچكترين غفلت يا مسامحه يا لذتجويى نتيجه معرفت و گرايش را در شور و هيجان « من طبيعى » بهره بردارى مى كنند ، درست است كه هدف او شناسايى جمال و جلال خداوندى و گرايش به آن است ، اما از اين حقيقت غفلت مى ورزد كه تضاد و كشاكش من طبيعى با من ايده آل در تمام مراحل سلوك وجود دارد به طورى كه كوچكترين انحراف از مراعات تضاد زنجير من طبيعى و شورش و هيجان آن را به نام شورش من ايده آل به پايش خواهد بست . و اگر ما اين اختلاط و آميزش فعاليت دو قلمرو من طبيعى و من ايده آل را در درون گروهى از عرفا كه با كلمهء حرفه اى بهتر معرفى مى شوند قبول نكنيم ، نمى توانيم به گلاويز شدن و انتقادى كه دسته هاى مختلف آنان با يكديگر به راه انداخته تفسير كنيم .