تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٠٩ - مادامى كه اثر يك موجود يا يك شخصيت در مقابل ديده گان قرار بگيرد توجه به آن موجود يا شخصيت امرى است طبيعى
چوب شده و مى گويد : مردم كنار برويد كه اسم به شما لگد نزند وقتى كه داستان بهلول را به هارون گفتند : هارون گفت : بهلول ديوانه نشده است ، بلكه دين خود را برداشته و فرار كرده است . » [١] اما اصل داستانى را كه جلال الدين در بارهء بهلول نقل مى كند در كتابهاى معروف ديده نشده است .
فقط نيكلسون مى گويد : داستان مزبور را ابو ليث سمرقندى در كتاب بستان العارفين نقل كرده است .
((٢٤١٣)) چون ز شوُى اولش كودك بود مهر و كل خاطرش آن جا رود
مادامى كه اثر يك موجود يا يك شخصيت در مقابل ديده گان قرار بگيرد توجه به آن موجود يا شخصيت امرى است طبيعى ارتباط اشياء با آثار و خواصى كه دارند موجب حصول تداعى معانى از هر دو طرف ( شيئى و خاصيتش ) مى گردد .
يعنى با بروز علت در خاطره ، معلول نيز به صفحهء خاطره كشيده مى شود و بالعكس - با بروز معلول در خاطره علت هم در دنبالش ظهور پيدا مى كند .
اين مسئله در مباحث تداعى معانى مورد بررسى روان شناسان قرار مى گيرد . يك نكتهء مهم را كه توجه به آن لازم است در اين جا متذكر مى شويم :
هر اندازه كه يك موضوع براى انسان با اهميت جلوه كند ، در متن خاطره انسان بيشتر تثبيت شده و خواص و لوازمش را در حاشيه ها يا به دنبالش مى كشاند و هر چه كه آن اهميت به اصل حيات نزديكتر شود نفوذش در ( من ) گسترده تر و عميقتر گشته و همان اهميت نه تنها به آثار و خواص آن موضوع ، بلكه به مقدمات
[١] الانوار النعمانية - ص ١٨ ، چاپ ١٣١٩ . .