تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٠٨ - بهلول ديوانه نما كيست ؟
و بهلول به خدمت حضرت امام رفت و از صورت واقعه خبر داد و التماس نمود كه او را در آن باب ارشادى نمايد : آن حضرت فرمودند كه خود را گسسته مهار و ديوانه و بىوقار ظاهر مى ساز . بهلول بمقتضاى اشارهء واجب الاطاعه عمل نمود و خود را از تكليف هارون خلاص فرمود . » [١] سيد نعمة الله جزائرى علت به ديوانگى زدن بهلول را به شكل ديگرى نقل كرده است . او مى گويد :
« نقل شده است كه هارون الرشيد مى خواست يك نفر را به قضاوت انتخاب كند ، با ياران خود مشورت نموده ، آنها گفتند كسى جز بهلول صلاحيت قضاوت را ندارد ، هارون بهلول را احضار كرده گفت : اى شيخ به ما كمك كن [٢] بهلول گفت چه چيزى به تو كمك كنم ؟ هارون پاسخ داد : با كار قضاوت .
بهلول گفت : من صلاحيت اين كار را ندارم هارون گفت : همهء اهل بغداد در صلاحيت تو اتفاق نظر دارند .
بهلول مى گويد : سبحان الله من به نفس خود آشناترم از آنها و با اين اعتراف در بارهء خودم صلاحيت قضاوت را ندارم ، زيرا - يا راست مى گويم و يا دروغ اگر راست مى گويم بدون شايستگى چگونه متصدى اين منصب باشم و اگر دروغ مى گويم ، دروغگو صلاحيت قضاوت را ندارد .
هارون و يارانش اصرار زيادى كردند كه بهلول منصب قضاوت را بپذيرد ، تا حدى كه گفتند نمى توانى از دست ما خلاص شوى مگر اين كه شغل قضاوت را قبول كنى .
بهلول مى گويد : اگر ناچار از اين كاريد ، مهلتى بدهيد تا در اين باره فكرى كنم مهلت دادند ، او رفت و در روز دوم بهلول را ديدند كه ديوانه وار سوار بر نى يا
[١] مجالس المؤمنين - قاضى نور الله شوشترى ، چاپ سنگى ، تهران ، ١٢٦٨ ، ص ٢٥٠ . .
[٢] اين جمله « كمك كن » را به قرينهء جواب ترجمه كرديم و عبارت به نظر صحيح نمى رسد آن چه كه وجود دارد اين است « على علمنا هذا » و به طور اطمينان در چاپ اشتباه شده است . .